تجارت با درخت افتادهای به نام دولت احمدینژاد تا کی؟
با اطمینان از پایان حضور جریان احمدی نژاد در بدنه اجرایی کشور و کاهش
نفوذ تصمیمگیری این جریان، رویکردی کهنه اما ظاهراً پربازده مورد توجه
قرار گرفت و آن هم تبری از دولت احمدینژاد بود که در نقد این رویکرد نیز
سخنها به میان آمد؛ اما از این رویکرد بدتر، نقدهای تخریبی است که در این
دوره نسبت به دولت احمدی نژاد مطرح میشود و حکم پله کردن بقایای دولت برای
تثبیت در ساختار جدید قوه مجریه را یافته است.
به گزارش «تابناک»، هشت سال استقرار دولت احمدی نژاد، فرصت مناسبی برای نقد و بررسی سیاستهای این دولت در تمامی ساحات بود و طبیعتاً مردانگی آن بود که در این دوران ضمن حمایت از اقدامات درست دولت، سینه به سینه اشتباهات بزرگ ایستاد و به نقد شرایط پرداخت و نه چشم بسته به حمایت چشم بسته از دولت پرداخت؛ رویکردی که طبیعتاً درباره دولت کنونی نیز صادق است.
با این حال برخی ترجیح دادند، با پایان دولت، خود را از این مجموعه جدا کنند و چهره مستقل به خود بگیرند که طبیعتاً چنین رویکردی با نقدهای جدی همراه شد تا از فراگیری چنین اتفاقی در سطح جامعه جلوگیری شود و به حافظه جامعه ایرانی توهینی نشود و خوشبختانه چنین رویکردی تا اندازهای رو به کاهش گذاشت و اشخاصی که در پی بهرهبرداری از این امکان غیراخلاقی بودند، احتمالاً از ترس گزند رسانهها و اثر عکس گفتارشان، ترجیح دادند سراغ این رویکرد نروند.
با این حال، رویکرد بسیار کهنه و نخنمای دیگری در پیش گرفته شد و آن هم، حمله به دولت پیشین به شکلی غیرمنصفانه از سوی اشخاصی بود که نه تنها در چند سال اخیر منتقد دولت نبودند، بلکه ظاهراً مورد عنایت ویژه نیز قرار گرفتد و هدف از این حمله نیز نه تبری جستن از دولت، بلکه یک گام جلوتر تعبیر شد و به زعم برخی، حکم تجارت با جسد دولت احمدینژاد را داشت، کما اینکه این تجارت با بدن بیجان دولتهای پیشین نیز شده بود.
مصداق روشن این اتفاق را در حوزه فرهنگ دیدیم که کارگردان یک فیلم نه چندان جدی در حال اکران گفته است: «اجازه ندادند این فیلم در دولت احمدینژاد اکران شود... این فیلم نقدهایی را به سیاستهای دولت احمدینژاد وارد میکند که اگر همان زمان اکران میشد، میتوانست بهتر کمک کند و مفید واقع شود، چون در آن زمان هنگام عید فطر تا آنجا که به یاد میآورم، فیلم کمدی نبود. حتی میتوانست برای مخاطب جذابتر هم باشد و حالا ممکن است این حذفیات باعث شده باشد که فیلم حدود ۲۰ درصد از مخاطبان خود را از دست داده باشد. با این حال، اکنون مخاطب ارتباط خوبی با آن برقرار کرده است».
«جابجا» همان فیلمی است که اساساً آن قدر از سطح مشخصی برخوردار است که به زعم برخی منتقدان، پیش از نقد است و اصولاً به نقد نمیرسد، ولی این گروه نیز دریافتهاند، حال که درخت افتاده، چند تبر زدن نیز رویکرد بدی برای برجسته شدن نیست! با این حال چرا نباید روی موج سوار شد و چند حمله نیز به دولت احمدینژاد نکرد؟ بحث اصلی این نیست که به دولت احمدینژاد نقدهای فراوانی وارد است و بخش عظیمی از این نقدها را در تابناک خواندهاند، بلکه بحث اساسی این است، این نقدهایی که اینک و توسط چنین تیپ اشخاصی مطرح میشود، در ظرف نقد قابل گنجاندن نیست و باید با اندکی تأمل در گفتارها، تنها در چهره منتقد محترم خیره شد!
به گزارش «تابناک»، هشت سال استقرار دولت احمدی نژاد، فرصت مناسبی برای نقد و بررسی سیاستهای این دولت در تمامی ساحات بود و طبیعتاً مردانگی آن بود که در این دوران ضمن حمایت از اقدامات درست دولت، سینه به سینه اشتباهات بزرگ ایستاد و به نقد شرایط پرداخت و نه چشم بسته به حمایت چشم بسته از دولت پرداخت؛ رویکردی که طبیعتاً درباره دولت کنونی نیز صادق است.
با این حال برخی ترجیح دادند، با پایان دولت، خود را از این مجموعه جدا کنند و چهره مستقل به خود بگیرند که طبیعتاً چنین رویکردی با نقدهای جدی همراه شد تا از فراگیری چنین اتفاقی در سطح جامعه جلوگیری شود و به حافظه جامعه ایرانی توهینی نشود و خوشبختانه چنین رویکردی تا اندازهای رو به کاهش گذاشت و اشخاصی که در پی بهرهبرداری از این امکان غیراخلاقی بودند، احتمالاً از ترس گزند رسانهها و اثر عکس گفتارشان، ترجیح دادند سراغ این رویکرد نروند.
با این حال، رویکرد بسیار کهنه و نخنمای دیگری در پیش گرفته شد و آن هم، حمله به دولت پیشین به شکلی غیرمنصفانه از سوی اشخاصی بود که نه تنها در چند سال اخیر منتقد دولت نبودند، بلکه ظاهراً مورد عنایت ویژه نیز قرار گرفتد و هدف از این حمله نیز نه تبری جستن از دولت، بلکه یک گام جلوتر تعبیر شد و به زعم برخی، حکم تجارت با جسد دولت احمدینژاد را داشت، کما اینکه این تجارت با بدن بیجان دولتهای پیشین نیز شده بود.
مصداق روشن این اتفاق را در حوزه فرهنگ دیدیم که کارگردان یک فیلم نه چندان جدی در حال اکران گفته است: «اجازه ندادند این فیلم در دولت احمدینژاد اکران شود... این فیلم نقدهایی را به سیاستهای دولت احمدینژاد وارد میکند که اگر همان زمان اکران میشد، میتوانست بهتر کمک کند و مفید واقع شود، چون در آن زمان هنگام عید فطر تا آنجا که به یاد میآورم، فیلم کمدی نبود. حتی میتوانست برای مخاطب جذابتر هم باشد و حالا ممکن است این حذفیات باعث شده باشد که فیلم حدود ۲۰ درصد از مخاطبان خود را از دست داده باشد. با این حال، اکنون مخاطب ارتباط خوبی با آن برقرار کرده است».
«جابجا» همان فیلمی است که اساساً آن قدر از سطح مشخصی برخوردار است که به زعم برخی منتقدان، پیش از نقد است و اصولاً به نقد نمیرسد، ولی این گروه نیز دریافتهاند، حال که درخت افتاده، چند تبر زدن نیز رویکرد بدی برای برجسته شدن نیست! با این حال چرا نباید روی موج سوار شد و چند حمله نیز به دولت احمدینژاد نکرد؟ بحث اصلی این نیست که به دولت احمدینژاد نقدهای فراوانی وارد است و بخش عظیمی از این نقدها را در تابناک خواندهاند، بلکه بحث اساسی این است، این نقدهایی که اینک و توسط چنین تیپ اشخاصی مطرح میشود، در ظرف نقد قابل گنجاندن نیست و باید با اندکی تأمل در گفتارها، تنها در چهره منتقد محترم خیره شد!
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط مهدی نژادفرحانی
|
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنن