پهپاد پیشرفته‌ آمریکا چگونه‌ تسلیم شد +عکس

جنگنده‌های سوخوی 25 نیروی هوایی سپاه با رهگیری یک هواپیمای بی‌سرنشین آمریکا و شلیک به آن، باز هم رو دستی مهم و ناگهانی به اقتدار نظامی امریکا زدند و دوباره نگاه‌ها به سمت تقابل پهپادهای متجاوز غربی و هوشمندی پدافندی ایران رفت.

اما این مدل پهپاد آمریکایی چگونه متولد و چطور توسط ایران رهگیری شده بود؟

به گزارش مشرق، در زمان جنگ ویتنام نیروی هوایی آمریکا پروازهای شناسایی فراوانی را بر فراز ویتنام شمالی به منظور عکس برداری و اطلاع پیدا کردن از وضعیت ارتش این کشور انجام داد. در طی این پروازها آمریکا شمار بسیار زیادی از جنگنده ها و خدمه خود را از دست داد. تلفات گسترده آمریکا در ویتنام در بحث خدمه هواپیماهای شناسایی، طراحان نظامی این کشور را مجبور کرد تا به سمت راهی بروند که حداقل از تلفات انسانی در این بخش بکاهند.

ظهور پرنده‌های بی‌سرنشین با قابلیت عکسبرداری از مواضع دشمن پاسخی به این نیاز بود. پهپادهای اولیه عمدتا تنها قابلیت تهیه عکس از مناطق مختلف را داشتند. این عکس ها بایستی بعد از برگشت این پرنده ها از ماموریت از بدنه آنها خارج و پس از ظهور مورد استفاده قرار می گرفت. اما با ظهور فناوری‌هایی همچون دوربین پیشرفته دیجیتال و همچنین بحث ارتباط ماهواره ای و انتقال زنده تصاویر به مرکز، این مشکل نیز حل شد.

در سال 1994 یکی از معروفترین پهپادهای شناسایی جهان یعنی «پرودیتور» اولین پرواز خود را انجام داد. این پهپاد امروزه بیشتر به دلیل قتل عام هزاران زن و کودک به وسیله موشک‌های هدایت شونده خود به شهرتی جهانی رسیده است اما باید گفت که این پهپاد در اصل یک مدل شناسایی بوده است.

نمونه رزمی پرودیتور

این پهپاد با طول 8 متر و دهانه بال 20 متر از یک موتور ملخی 4 سیلندر با توان 115 اسب بخار بهره می برد. این پهپاد می تواند با سرعتی در حدود 165 کیلومتر بر ساعت پرواز کرده و به مدت 13 ساعت بر روی یک هدف به پرواز ادامه دهد. برد پردیتور در حدود 1100 کیلومتر است و می تواند تا ارتفاع حدودا 7 کیلومتری از سطح زمین اوج بگیرد. این پرنده توسط خدمه زمینی از فواصلی دور کنترل می شود.

با توجه به صحبتهای فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران که پهپاد متجاوز به آسمان ایران را مدل «MQ-1» معرفی کرده می توان نگاهی به ویژگی‌های این پرنده بدون سرنشین داشت. تفاوت این مدل با مدلهای قبلی خانواده پردیتور این است که این پرنده می تواند علاوه بر تجهیزات مربوط به شناسایی، تسلیحاتی را نیز حمل کند. البته با توجه به گزارش‌های موجود مشخص شده است که پهپاد آمریکایی متجاوز به حریم ایران غیر مسلح بوده و تنها به قصد عملیات جاسوسی به آسمان ایران نفوذ کرده است.

تجهیزات فوق مدرن جاسوسی روی پهپاد کشف شده

پردیتور از سالهای پایانی دهه 90 میلادی پروازی های شناسایی خود را بر روی مناطقی مثل یوگسلاوی سابق آغاز کرد اما عمده عملیات های آن به سه کشور عراق، افغانستان و پاکستان در سالهای اخیر برمی گردد. این پهپاد اولین بار درسال 2001 میلادی به موشکهای ضد تانک هلفایر مجهز شده و تبدیل به اولین پهپاد مسلح جهان شد.

اما مهم ترین بخش پهپاد پردیتور، سامانه شناسایی و جاسوسی آن است. این پهپاد به دوربین های الکترواپتیک، فروسرخ و رادار روزنه برای شناسایی عوارض سطحی مجهز شده است. این دوربین ها به منظور تصویر برداری در شب و روز و کلیه شرایط مختلف آب و هوایی طراحی شدند. نکته مهم در مورد این دوربین ها این است که می توانند از فاصله ای در حدود 12 کیلومتر بر روی هدفی به اندازه یک اتومبیل کوچک زوم کرده و آن را زیر نظر بگیرند.

دوربین های سری «DLTV» نصب شده بر روی پردیتور از لنزهایی با فاصله کانونی 955 میلی متر بهره می برند و دو دوربین فروسرخ این پهپاد نیز با داشتن 6 زاویه دید گوناکون از لنزهایی با فاصله کانونی بین 19 تا 560 میلی متر بهره می برند. این دوربین‌ها با توان زوم بالا هستند که به پرودیتور توان زوم تا حدود 12 کیلومتر را می‌دهند.
نمونه شبیه به پهپاد کشف شده در نزدیک جزیره خارک

این پهپاد می تواند به ارسال تصاویر زنده برای هر نقطه ای از جهان اقدام کند. برای نمونه می توان تصور کرد که همزمانی که این پهپاد آمریکایی به حریم هوایی ایران نفوذ کرده بوده است در حال پخش مستقیمی از جزیره خارک ایران برای مقامات آمریکایی بوده است. این قابلیت از آن جهت مهم است که حتی در صورت ساقط شدن پهپاد اطلاعات و تصاویر ضبط شده توسط پهپاد تا لحظه نابودی به مرکز مورد نظر ارسال شده و قابل استفاده است.

رادار روزنه به کار رفته بر روی پردیتور مدل «TESAR» ساخت شرکت نورثروپ گرومن است که توانایی تهیه تصاویری با کیفیت 0.305 متر را از سطح زمین را دارد. بنا بر ادعای شرکت سازنده در صورتی که این رادار اقدام به تهیه تصویر از یک منطقه بیابانی را بکند و روز بعد نیز همان حرکت را در همان نقطه تکرار کند و شخصی از آن منطقه با یک خودرو عبور کرده باشد امکان شناسایی رد وی بر روی زمین به وسیله مقایسه دو تصویر گرفته شده وجود دارد.

به نظر می رسد بر همین اساس است که سردار حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه امروز اعلام کرد که استنباط ما این است که این پرنده علاوه بر اهداف نظامی جمع آوری اطلاعات از جزیره خارک و اطلاعات اقتصادی و مسائل نفتی و تردد نفتکش ها را رصد می کرد.

بر اساس نوع ماموریت می توان «پردیتور» را به تجهیزات دیگری همچون نشانه گذار لیزری برای انجام حملات بعدی با مهمات هدایت شونده، سامانه های جنگ الکترونیک و ضد جنگ الکترونیک و همچنین مسافت یاب های لیزری مجهز کرد.
سامانه مدرن کنترل پهپاد جاسوسی آمریکا

نکته مهم دیگر توانایی پردیتور برای باقی ماندن بر روی یک محدوده است. این پهپاد می تواند به مدت 24 ساعت و با سرعتی در حدود 100 کیلومتر بر ساعت بر فزار منطقه مورد نظر خود به پرواز پرداخته و به انجام ماموریت بپردازد. این پایایی بالا نیز از جمله مولفه‌های مهم در عملیات های شناسایی و جاسوسی می باشد.

نحوه شناسایی پریدیتور؛ یک اتفاق خوب و مهم

اما در این جا باید به دونکته مهم دیگر نیز اشاره کرد. بحث اول هماهنگی عالی بین واحدهای رادار زمینی و جنگنده های سوخوی 25 سپاه است. به طور کلی جنگنده های سوخوی25  بر خلاف هواپیمایی مثل اف 14 ، فاقد توانایی رهگیری و رزم هوایی هستند و برای پشتیبانی زمینی طراحی شدند و البته امکان این که خلبان ایرانی به صورت اتقاقی و به صورت تماس چشمی این پهپاد آمریکایی را شناسایی کرده باشد نیز تقریبا غیر ممکن است.

مهمترین احتمال موجود در این جا شناسایی این پرنده متجاوز توسط واحدهای راداری وسپس هدایت دقیق جنگنده ایرانی به سمت آن بوده است و احتمال ضعیف تر، تجهیز جنگنده های سپاه به رادارهای مدرن و جدید.
نکته قابل توجه دوم بحث محلی است که حادثه اخیر در آن رخ داده است؛ جزیره خارک به عنوان یکی از مهم ترین پایانه های نفتی ایران به نوعی یکی از اصلی ترین شریان های اقتصادی کشور به شمار می رود که روزانه تعداد زیادی از نفتکشهای ایرانی و خارجی در آن پهلو می گیرند.

بنا به شواهد موجود به نظر می رسد که این پرنده متجاوز آمریکایی به منظور کسب اطلاعات از وضعیت حمل نقل دریایی در این منطقه و البته آمادگی دفاع هوایی ایران به این منطقه سرک کشیده بوده که خوشبختانه با پاسخ سریع مدافعان آسمان ایران رو به رو شده است. حال باید منتظر ماند و دید، باز هم جاسوس‌های نفتی آمریکا برای اطلاع از نحوه شکست خوردن تحریم ها، جرات حضور پهپادی در این منطقه مهم را دارند یا ترجیح می دهند از طریق بازوهای رسانه ای خود کسب اطلاع کنند.

البته ای کاش این خبر ابتدا توسط ایران اعلام می‌شد تا رسانه‌های غربی فرصت و جرات ابراز نظر در این باره را نکنند...

چرا رژیم اسرائیل از حمله به ایران منصرف شد؟

از مدت‌ها پیش و پس از اعلام رسمی وجود تأسیساتی زیرزمینی در ایران به نام «فردو»، توجه بیشتر محافل رسانه‌ای و تحلیلی جهان به این ماجرا جلب و سپس، درخواست تعطیلی این تأسیسات، به یک پایه ثابت در مذاکرات ایران و ۱+۵ تبدیل شد. اینک گزارش یک روزنامه انگلیسی، از اهمیت استراتژیک واقعی این تأسیسات و میزان نگرانی رژیم اسرائیل از آن پرده برداشته است.

به گزارش «تابناک»، روزنامه انگلیسی «ساندی تایمز»، امروز با انتشار گزارشی درباره تأسیسات هسته‌ای فردو، نوشته جمع‌بندی مقامات نظامی و امنیتی رژیم اسرائیل، بر آسیب ناپذیری این تأسیسات گواهی دارد و همین امر، گزینه‌های این رژیم در حمله احتمالی به ایران را به شدت محدود کرده است.

بنا بر این گزارش، به نوشته این روزنامه، مقامات نظامی رژیم اسرائیل با بررسی «فردو» به این نتیجه رسیده‌اند که حمله هوایی در شکل متداول آن علیه ایران به نتیجه نخواهد رسید و لازم است آن‌ها در تاکتیک‌های نظامی خود در این زمینه بازنگری کنند.

بنا بر این گزارش، با توجه به پیشرفت‌های ایران در زمینه هسته‌ای، برنامه‌های اسرائیل در سال‌های اخیر، همواره در حال بازنگری بوده است.

هرچند پیش از این مقامات اسرائیلی و آمریکایی مدعی بودند، بمب‌های سنگرشکن جدید آمریکا برای نفوذ به تأسیسات فردو کارآمد است، ساندی تایمز در گزارش خود به نقل از کار‌شناسان غربی می‌نویسد، عمق این تأسیسات بسیار بیش از آن چیزی است که پیش از این برآورد می‌شده و در نتیجه، در برابر حملات هوایی در امان است.

بنابراین، با توجه به پیشرفت‌های جدید در تأسیسات هسته‌ای ایران، رژیم اسرائیل ناچار است تاکتیک‌های نظامی خود را تغییر دهد.

کار‌شناسان نظامی غربی به ساندی تایمز گفته‌اند اکنون اسرائیل دو گزینه پیش روی دارد؛ یکی اینکه اقدام به اعزام واحدهای ویژه نیروی زمینی به ایران کند و دیگر آن که از موشک‌های بالستیک دارای کلاهک‌های تاکتیکی هسته‌ای علیه این تأسیسات بهره گیرد.

البته آن گونه که مشخص است، استفاده از این دو گزینه نیز از جنبه‌های گوناگون برای این رژیم منطقی نیست.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد بر خلاف ادعاهای مقامات اسرائیلی مبنی بر اینکه کاهش حجم غنی‌سازی در ایران، آنها را از برنامه‌های خود برای حمله به ایران منصرف کرده، دلیل واقعی این امر، افزایش ضریب ایمنی تأسیسات هسته‌ای ایران است که عملاً آن‌ها را با چالشی جدید روبه‌رو کرده است.

عربستان سعودی: تجاوز ایران را تلافی می‌کنیم!

با گذشت سه روز از انتشار خبر شلیک جنگنده‌های ایرانی به یک پهپاد آمریکایی بر فراز خلیج فارس، اخبار و شایعات در این باره، همچنان از گوشه و کنار به گوش می‌رسد. در آخرین مورد، عربستان سعودی با لحنی تهدیدآمیز، نسبت به تکرار این گونه رخدادها به ایران هشدار داده است.


به گزارش «تابناک»، عربستان سعودی هشدار داده در صورتی که ایران «به ورود خود به حریم هوایی و آب‌های اطراف میدان‌های نفتی این کشور در خلیج فارس ادامه دهد»، انتقام‌گیری خواهد کرد.

سایت عربی «زاویه» با انتشار این خبر به نقل از خبرگزاری کویت می‌نویسد: «عبدالله المعلم»، نماینده عربستان سعودی در سازمان ملل با نوشتن نامه‌ای به «بان کی مون»، دبیر کل این سازمان، مدعی تجاوز ایران به حریم تأسیسات نفتی دریایی این کشور شده است.

بر پایه این گزارش، در نامه معلم آمده است: «دولت عربستان سعودی حق خود برای انجام هر گونه کار مناسب در راستای محافظت از آب‌ها و تأسیسات نفتی خود را محفوظ دانسته و مسئولیت کامل همه پیامدهای احتمالی را متوجه مقامات ایرانی می‌داند».

مقامات عربستانی در این نامه مدعی شده‌اند در ماه ژوئیه، یک بالگرد ایرانی چندین بار بر فراز مناطق نفتی «حسبه» پرواز کرده و در یک مورد دیگر نیز دو قایق نظامی ایران، با نفوذ به آب‌های عربستان سعودی، یک شناور متعلق به شرکت نفتی «آرامکو» را ـ که در میدان نفتی «عربستان» مشغول به کار بوده ـ متوقف کرده‌اند.

المعلم گفته که وزارت خارجه عربستان سعودی، نامه‌ای نیز برای وزارت خارجه ایران فرستاده و درخواست کرده چنین رویدادهایی دیگر تکرار نشود.

هرچند گزارش خبرگزاری کویت، هنوز از سوی وزارت خارجه ایران و عربستان رسما تأیید نشده، این گزارش دقیقاً هنگامی مطرح می‌شود که بحث‌ها درباره شلیک جنگنده‌های ایرانی به یک پهپاد آمریکایی در منطقه خلیج فارس بالا گرفته است.

در این ماجرا، هرچند مقامات ایرانی تأکید کرده‌اند که این پهپاد وارد آب‌های سرزمینی ایران شده و به همین دلیل مورد تعقیب قرار گرفته، مقامات وزارت دفاع آمریکا همچنان مدعی هستند که این رخداد بر فراز آب‌های بین‌المللی روی داده است.

به این ترتیب و با توجه به تحرکات اخیر ایالات متحده و انگلیس در منطقه خلیج فارس، می‌تواند مجموعه این روند‌ها را به عنوان تلاشی از سوی غرب برای  گشایش جبهه جدیدی از فشار بر ایران ارزیابی کرد.

اوباما پنج ماه برای توافق با ایران فرصت دارد

از زمان اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب دوباره باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور این کشور، بحث‌ها درباره احتمال توافق ایران و آمریکا برای برگزاری مذاکرات دوجانبه شدت گرفته است. سایت تحلیلی «المانیتور» در مطلبی با بررسی این موضوع، زمینه را برای چنین چیزی فراهم دانسته است.

به گزارش «تابناک»، سایت تحلیلی «المانیتور» در مطلبی درباره احتمال گفت‌وگوی ایران و آمریکا در دوره دوم ریاست‌جمهوری باراک اوباما، راهبرد اوباما را در این مذاکرات، سیاست «بیشتر در برابر بیشتر» دانسته است؛ یعنی توافق هر دو طرف برای دادن امتیازات بیشتر به طرف مقابل.

بنا بر این گزارش، در این مطلب اشاره شده که در حوزه داخلی، اوباما تنها شش هفته فرصت دارد تا مذاکراتی را درباره مسائل مالی با «جان بونر»، رئیس مجلس نمایندگان انجام دهد. هدف از این مذاکرات، جلوگیری از افزایش مالیات‌ها و کاهش هزینه‌هاست که می‌تواند ایالات متحده را به دوره رکود بازگرداند.

المانیتور ادامه می‌دهد، در عرصه سیاست خارجی، فرصت اوباما بیشتر و نزدیک پنج ماه است تا پیش از درگیر شدن ایران در انتخابات ریاست جمهوری، بحران در روابطش با این کشور را از میان ببرد. این بازه زمانی از این جهت است که در ایران نیز همچون آمریکا، انجام کارهای بزرگ در عرصه سیاست خارجی در زمان انتخابات شدنی نیست.

به نوشته این سایت، اکنون که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به پایان رسیده، دولت این کشور در جست‌و‌جوی یک کانال دوجانبه قابل اعتماد است که می‌تواند مذاکرات چندجانبه را تکمیل کرده و به دو طرف اجازه دهد، بدون حضور دیگر اعضای ۱+۵، به چانه‌زنی با یکدیگر بپردازند.

این گزارش در ادامه آورده است، روسیه که یکی از اعضای کلیدی ۱+۵ به شمار می‌رود نیز روز دوشنبه، حمایت خود را از مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا ابراز داشت.

المانیتور همچنین مدعی است که بنا بر اطلاعات رسیده به این سایت، ایالات متحده در پی گسترش پیشنهاد «بیشتر در برابر بیشتر» است: اعمال محدودیت‌های معتبر بیشتر از سوی ایران در برنامه هسته‌ای، در مقابل امتیازات بیشتر از سوی آمریکا؛ از جمله برداشته شدن شماری از تحریم‌ها.

به گفته منابع نزدیک به دولت آمریکا، این پیشنهاد نسخه به روز شده «توقف، انتقال، تعطیلی» در رابطه با غنی‌سازی ۲۰ درصدی ایران است تا محدودیت عینی بیشتری را بر برنامه هسته‌ای ایران شامل شود.

ایالات متحده تاکنون شرکای خود در ۱+۵ را از برنامه دقیق خود آگاه نکرده؛ اما وقتی در ۲۱ نوامبر، هیأت‌های سیاسی کشورهای این گروه در بروکسل با هم دیدار کنند، فرصت این کار را خواهد داشت؛ بنابراین، انتظار می‌رود اندکی پس از این دیدار نیز یک دور دیگر از مذاکرات چندجانبه با ایران برگزار شود.

در این رابطه، سید حسین موسویان، دیپلمات سابق ایرانی نیز به المانیتور گفته: «انتظار ایران این است که دور بعدی مذاکرات با ۱+۵، در هفته آخر نوامبر برگزار شود، زیرا تهران در ماه دسامبر میزبان نمایندگان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است... یک توافق سیاسی میان ایران و ۱+۵ می‌تواند توافق ایران و آژانس در موضوعات فنی را آسان کند».

با این حال، سخنگوی اتحادیه اروپا گفته که هنوز معلوم نیست، تاریخ دقیق مذاکرات بعدی ایران و ۱+۵ چه هنگامی خواهد بود.

این سایت می‌افزاید: بر پایه اطلاعات رسیده، مقامات آمریکایی می‌خواهند موضوع مذاکرات دوجانبه با ایران، فرا‌تر از مباحث هسته‌ای صرف باشد. مسئله اصلی اینک این است که آیا ایران برای چنین کاری آماده است یا خیر. با این حال، نشانه‌ها در هفته‌های اخیر، حاکی از این بوده که ایران نیز برای این کار آمادگی دارد.

بنا بر تحلیل المانیتور، در هر دو کشور، واقعیت‌های اقتصادی درونی، می‌تواند زمینه‌ای برای پیشرفت دیپلماتیک باشد. هم‌اکنون ایالات متحده با محدودیت‌های مالی روبه‌روست و نمی‌تواند از پس جنگی دیگر در منطقه برآید؛ افزون بر این، این کشور باید با خروج نیروهای خود از افغانستان، از هزینه‌هایش بکاهد؛ البته حمایت ایران از افغانستان، هرچند به طور ضمنی، می‌تواند در این زمینه کمک بسیار مهمی به آمریکا بکند.

ایران نیز مشکلات اقتصادی خاص خود را دارد. تحریم‌های اقتصادی آمریکا، به مردم عادی در ایران آسیب رسانده و محدودیت‌هایی را برای ایران درست کرده است. مقامات ایرانی حق دارند بپرسند که آیا اوباما خواهد توانست، در صورتی که ایران به مصالحه هسته‌ای تن دهد، این تحریم‌ها را بردارد؟

المانیتور در پایان می‌نویسد: رویکرد «بیشتر در برابر بیشتر» واشنگتن، هنوز در حد یک طرح بوده و به یک موضع مذاکراتی تبدیل نشده است؛ اما در شرایطی که مذاکرات اوباما با «بونر» در جریان است و به سبب توافق نکردن در جزییات، رسیدن به توافق بسیار دشوار است، این گزینه وجود دارد که آمریکا با انجام معامله‌ای بزرگ با ایران، از بحران‌ها و درگیری‌های بیشتر جلوگیری کند.

آيت‌الله سيد ابوالقاسم كاشاني

آيت‌الله سيد ابوالقاسم كاشاني فرزند آيت‌الله سيدمصطفي كاشاني (كه به دست انگليسي‌ها كشته شده بود) يكي از مخالفان سرسخت انگلستان به شمار مي‌رفت. وي از فعالان دوران جهاد علماي نجف بر ضد انگليس بود، اما بارزترين ويژگي ايشان ضديت با استقرار حكومت صهيونيستي بود كه با حمايت همه جانبه انگلستان گسترش مي‌يافت.


در آن سالها آنچه مردان بزرگ سياست را به هم مي‌پيوست مخالفت با سياستهاي سلطه‌جويانه انگلستان بود. مخالفت دكتر مصدق در رد اعتبارنامه سيدضياءالدين طباطبايي وي را بر سر زبانها انداخت. موج تازه‌اي كه به حركت درآمده بود در طول يك دهه به اوج رسيد.


مصدق از آن رو كه پايه و اساس مخالفت با انگلستان را در « سياست داخلي» با « تكيه بر مردم» و در « سياست خارجي» با « نزديك شدن به امريكا» رقم مي‌زد مورد نفرت توده‌ايها بود و كاشاني از آن رو كه « مذهبي‌ترين» رهبر سياسي بود.


نگاه حزب توده به « مذهب» روشن بود و به « جنبش ملي»، شگفت : « عقل ملي ناقص، فكرش كوتاه، منطقش ضعيف، زبانش الكن، اشكش گشوده، مطبخش پر دود، بسترش راحت، قصرش رفيع، پولش بي حساب و نيرنگش بي پايان».


همصدايي مصدق و كاشاني آغاز جنبش را رقم زده بود و جدايي ايشان نقش انكارناپذيري در خاموشي آن داشت.



1095- 2
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني

210-8-ع
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني

754-4-ع
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني


6843-1ع
مراسم تحليف (سوگند پادشاهي) رضا پهلوي در مجلس شوراي ملي. 1.سيدابوالقاسم كاشاني 2. عبدالحسين ميرزا فرمانفرما 3. محمود جم 4. جعفرقلي سردار اسعد بختياري

208- 8ع
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني هنگام سخنراني

1598-124ط
اقامه نماز عيد فطر به امامت آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني در ورزشگاه امجديه 1329


218- 8ع
آيت‌الله كاشاني در مراسم حج. 1. شمس قنات‌آبادي 2. ابوالقاسم كاشاني 3. مصطفي كاشاني 4. محمود شروين

221- 8 ع
ديدار آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني با رشيد بيضون رهبر شيعيان لبنان در بيروت 1.رشيد بيضون 2. ابوالقاسم كاشاني 3. ابوالقاسم پوروالي (سفير ايران در لبنان) 4. شمس‌الدين قنات‌آبادي 5. آيت‌الله زاده اصفهاني 6. محمود شروين

209- 8ع
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني در حال مذاكره با مجتبي نواب صفوي و عده‌اي ديگر. از راست : 2. حميد خليلي 4. مجتبي نواب صفوي 5. آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني 7. آيت‌الله خليلي


212- 8 ع
آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني در ديدار با سران ايلات و عشاير كشور. 1.آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني 2. محمود شروين

1452-4ع
ديدار باقر كاظمي (معاون نخست‌وزير) با آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني

1511-4ع
ديدار آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني با محمد مصدق (نخست‌وزير) از راست : 1. محمد مصدق 2. ابوالقاسم كاشاني 3. احمد رضوي 4. حسين فاطمي


3739-4ع
ملاقات لويي هندرسن (سفير امريكا در ايران) با آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني

2257-7ع
ديدار جردن آمريكايي (مؤسس مدرسه البرز) با آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني

124-4ع
كنت دولا زونكا (مديرعامل شركت ايتاليايي اپيم) در سفر به ايران براي خريد نفت، هنگام ديدار با آيت‌الله كاشاني. از راست: 1. ابوالقاسم كاشاني 2. دولا زونكا


4482-4ع
1. عزيزالله كمال (رئيس شهرباني) 2. ابوالقاسم كاشاني 3. سرتيپ نخعي

1496-4ع
مصاحبه مطبوعاتي آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني با خبرنگاران داخلي و خارجي. 1.ابوالقاسم كاشاني 2. شمس‌الدين قنات‌آبادي 3. مصطفي كاشاني

198- 8ع
مصاحبه مطبوعاتي آيت‌الله كاشاني با مديران جرايد داخلي و خارجي 28/3/1332 1.عباس خليلي 2. ابوالقاسم كاشاني 3. محمود شروين


137-139ع
عيادت ابراهيم كاشاني (وزير بازرگاني) و جمعي از تجار و بازرگانان عضو جامعه كليميان ايران از آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني 1335 1.ابراهيم كاشاني 2. حبيب القانيان 3. ابوالقاسم كاشاني 4. شمس‌الدين قنات‌آبادي 5. لطف‌الله حي

همسران رضاشاه

رضاشاه در فروردين سال 1256 هجري شمسي در آلاشت سوادكوه از توابع مازندران به دنيا آمد. عباسعلي خان پدر رضاخان از ابوابجمعي فوج سوادكوه بود و مرادعلي خان پدربزرگ وي هم قبلاً در جنگ هرات در سال 1856 ميلادي كشته شده بود. عباسعلي خان پدر رضاشاه داراي پنج همسر بود كه رضاشاه تنها فرزند پنجمين همسر پدرش، نوش آفرين (سكينه يا زهرا) محسوب مي‌شود.


نوش آفرين پس از مرگ شوهرش عباسعلي، در حالي كه فرزندش طفلي بيش نبود، به تهران نزد برادرش مي‌رود و چندين سال نزد وي زندگي مي‌كند. سپس با فردي به نام جعفر ازدواج مي‌کند که از همسر اولش پسري به نام حديکجان آتاباي داشت که بعدها اسم كوچك خود را به هادي تغيير داد.


در مورد ازدواج رضاخان نظرات مختلفي وجود دارد. اولين ازدواج وي با دختردايي خود مريم (صفيه، تاجماه) بود كه رضاخان 9 سال با اين زن زندگي كرد تا اينكه مريم هنگام نخستين زايمان خود درگذشت و از او دختري به نام همدم (فاطمه) كه بعد به همدم‌السلطنه ملقب گرديد، باقي ماند. تاج‌الملوك پهلوي (دومين همسر رضاخان) در مورد اولين ازدواج همسرش (رضاخان) در كتاب خاطرات ملكه مادر مي‌گويد: ” البته اين موضوع را سالها نمي‌دانستم، تا بعد از شاه شدن رضا. او آن را از من پنهان كرده بود. حالا تاريخش را به خاطر ندارم. ولي يادم هست كه يك روز دختري را همراه خودش به كاخ شهر آورد و گفت: ” اين دخترم است. بعد برايم مشروحاً تعريف كرد كه موقع خدمت در آترياد همدان با يك زن همداني به نام صفيه ازدواج موقت كرده و اين دختر حاصل آن ازدواج است. من اين زن (صفيه) را هرگز نديدم.“ بعدها همدم‌السلطنه تنها فرزند اولين همسر رضاخان به ازدواج هادي (حديكجان) آتاباي (فرزند پدرخوانده رضاخان) درآمد و اين وصلت عاملي براي حضور مداوم خانواده آتاباي در دربار پهلوي شد.


همسر دوم رضاخان تاج‌الملوك فرزند ” ميرپنج تيمورخان آيرملو“ افسر مهاجر قفقاز بود. رضاخان هنگام ازدواج با تاج‌الملوك در سال 1294 شمسي درجه ياوري (سرگردي) داشت و از او داراي چهار فرزند به نامهاي شمس (1296ش)، محمدرضا و اشرف (1298ش) و عليرضا (1301ش) شد. تاج‌الملوك پس از فوت رضاشاه با غلامحسين صاحب ديواني ازدواج كرد.


صاحب ديواني در واقع هم سن و سال پسر تاج‌الملوك بود و عضو يكي از شاخه‌هاي خانواده متنفذ قوام‌الملك شيرازي در استان فارس به شمار مي‌آمد. غلامحسين خان صاحب ديواني پس از اين وصلت مدارج ترقي را طي نمود و خيلي زود به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد.


تاج‌الملوك پس از وقايع شهريور سال 1320 به منظور كسب قدرت بيشتر گاه و بيگاه در سياست دخالت مي‌كرد و از هيچ نقشي براي مطرح كردن عليرضا كوچكترين فرزند خود در برابر محمدرضا پهلوي فروگذار نمي‌كرد. ” ارنست آر. اوني“ عضو مؤثر سازمان سيا كه در سال 1976 ميلادي گزارشي پيرامون ” نخبگان و توزيع قدرت در ايران“ تهيه كرده است، مي‌نويسد: ” تاج‌الملوك زماني درصدد اجراي توطئه‌اي عليه محمدرضا بوده تا فرزند ديگرش عليرضا را به جاي وي بر تخت سلطنت بنشاند.“ (عليرضا پهلوي تنها برادر تني محمدرضا شاه بود كه در سال 1333 شمسي در يك سانحه مشكوك هوايي كشته شد).


در سال 1300 شمسي رضاخان تصميم به ازدواج مجدد مي‌گيرد. اين بار همسر سوم وي ملكه توران (قمرالملوك) دختر عيسي خان مجدالسلطنه اميرسليماني و نوه مهديقلي خان مجدالدوله از رجال دربار قاجار بود. رضاخان در اين سال كه مسئوليت وزارت جنگ را به عهده داشت با اين ازدواج با خانواده قاجار پيوند خورد. رضاخان براي اينكه همسرانش از هم دور باشند و حسادتهاي زنانه باعث بروز مشكلات ويژه‌اي برايش نشود، خانه‌اي جديد در حوالي چهارراه پهلوي براي ملكه توران احداث نمود. تاج‌الملوك همسر دوم رضاخان و مادر محمدرضا در كتاب خاطرات ملكه مادر در مورد ملكه توران مي‌گويد: ” هيچ زني چشم ديدن هوو را ندارد. بنابر اين بنده را متهم به حسادت و اين جور حرفها نكنيد. من هم مثل همه زنها از هوو خوشم نمي‌آيد. اما راه ديگري نداشتم و ناگزير بودم به خاطر رضايت شوهرم كوتاه بيايم و شرايط را تحمل كنم. اين دختر (توران) دماغي بسيار پرنخوت و سر پر بادي داشت. با آنكه در كمال خوشحالي و رضايت تن به ازدواج داده بود، پس از ازدواج و تولد غلامرضا (1302ش) بناي ناسازگاري را گذاشت و هنرش اين بود كه رضا را تحت تسلط خود درآورده و او را وادار كند تا مرا از قصر بيرون بيندازد و خودش ملكه ايران شود. رضا نتوانست اين زن خودپسند را تحمل كند و پس از تولد غلامرضا او را طلاق داد و فرستاد دنبال كارش.“ ملكه توران كه هنگام طلاق كمتر از بيست سال داشت از آن دوران چنين ياد مي‌كند: ” تمام دوران اقتدارش (رضاخان) براي من بيچارگي و نشستن و ديدن و ساختن با ناملايمات بود.“


ملكه توران پس از طلاق از رضاخان در سال 1302 شمسي، تا سال 1322 ازدواج نكرد. سپس با بازرگان ثروتمندي به نام ذبيح‌الله ملكپور وصلت نمود و تا هنگام مرگ رضاشاه به همراه تنها فرزندش غلامرضا پهلوي در يكي از عمارتهاي دربار زندگي مي‌كرد. وي پس از انقلاب اسلامي مدتي در آلمان به سر برد و در سال 1373 شمسي در پاريس در خانه سالمندان فوت كرد.


رضاخان درصدد بود تا پس از توران اميرسليماني همسر چهارمي برگزيند. براي اين منظور از طريق اميرلشكر خدايارخان خداياري با عصمت‌الملوك دولتشاهي دختر غلامعلي ميرزا مجلل‌الدوله دولتشاهي كه بعدها از سوي رضاخان به سمت رياست تشريفات داخلي دربار پهلوي منصوب شد، آشنا گرديد و پس از چندي وي را به عقد خود درآورد. عصمت‌الملوك از سال 1302 كه وارد دربار شد تا تاجگذاري رضاخان در سال 1305، سه فرزند به نامهاي عبدالرضا (1303ش)، احمدرضا (1304ش) و محمودرضا (1305ش) و سالهاي بعد دو فرزند ديگر با نامهاي فاطمه (1307ش) و حميدرضا (1314ش) به دنيا آورد.


عصمت‌الملوك دولتشاهي به هنگام تبعيد رضاشاه، همراه وي به جزيره موريس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وي از ابتدا وارد سياست نشد. اما از نفوذ خود در به كار گماردن اقوام خويش در پستهاي پر درآمد استفاده شاياني كرد. پس از مرگ رضاخان در ويلاي شخصي خود در شميران اقامت كرد. پس از انقلاب اسلامي در تهران ماند و در سال 1374 شمسي در سن 90 سالگي درگذشت.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. كيوان پهلوان، رضاشاه از الشتر تا آلاشت تهران، آرون، 1383.

2. اسكندر دلدم، زندگي پر ماجراي رضاشاه، تهران، گلفام، 1370.

3. فرهاد رستمي، پهلوي‌ها، تهران مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1378. ج 1.

4. احمد پيراني، زندگي خصوصي محمدرضاشاه پهلوي، تهران، به آفرين، 1382.



210-354ح
فاطمه پهلوي (همدم‌السلطنه) فرزند اولين همسر رضاشاه و دو تن از فرزندان همسران بعدي وي. از چپ: غلامرضا پهلوي (تنها فرزند توران اميرسليماني)، همدم‌السلطنه (تنها فرزند صفيه) و محمودرضا پهلوي (فرزند عصمت‌الملوك دولتشاهي)

5689-1ع
هادي آتاباي همسر همدم‌السلطنه اولين فرزند رضاشاه

1897-11ع
تاج‌الملوك پهلوي دومين همسر رضاشاه


2762-1ع
فرزندان رضاخان و تاج‌الملوك به همراه دو نفر از گماشته‌هايشان از چپ: محمدرضا پهلوي، شمس پهلوي، اشرف پهلوي و عليرضا پهلوي

1931-1ع
تاج‌الملوك پهلوي در كنار فرزندان خود در سويس (1314ش) از چپ: شمس پهلوي، محمدرضا پهلوي، تاج‌الملوك پهلوي، عليرضا پهلوي و اشرف پهلوي.

42-141پ
محمدرضا پهلوي (وليعهد) و مادرش تاج‌الملوك پهلوي


1251-4
عليرضا پهلوي تنها برادر تني محمدرضا پهلوي

237-252م
غلامحسين صاحب ديواني شوهر دوم تاج‌الملوك پهلوي به همراه علي قوام، در محوطه آرامگاه حافظ در شيراز. از چپ: غلامحسين صاحب ديواني و علي قوام

1896-11ع
توران اميرسليماني همسر سوم رضاشاه


1650-11ع
غلامرضا پهلوي در پنج سالگي در كنار مادرش توران اميرسليماني و چند تن از بستگان خويش، در باغ مكتب‌خانه (1307ش) از چپ: توران اميرسليماني و غلامرضا پهلوي

2377-11ع
توران اميرسليماني و همسر دومش ذبيح‌الله ملكپور

6095-1ع
عصمت‌الملوك دولتشاهي همسر چهارم رضاشاه، در دوران اقامت در جزيره موريس در افريقاي جنوبي


1669-11ع
فرزندان رضاشاه به همراه غلامرضا رشيدياسمي. در آستانه سفر به اروپا جهت تحصيل (1312ش). از چپ: محمودرضا پهلوي (فرزند عصمت‌الملوك)، غلامرضا پهلوي (فرزند توران اميرسليماني)، غلامرضا رشيدياسمي، احمدرضا پهلوي (فرزند عصمت‌الملوك) و عبدالرضا پهلوي (فرزند عصمت‌الملوك)

3262-1ع
رضاشاه در اواخر عمر در ژوهانسبورگ

5335-11ع
تاج‌الملوك پهلوي در اواخر سلطنت پسرش محمدرضا پهلوي

محمدحسين امين‌الضرب

محمدحسين امين‌الضرب فرزند محمدحسن اصفهاني (امين‌الضرب اول) و ماه بيگم خانم (دختر محمدحسين صراف اصفهاني) در شب ششم محرم‌الحرام سال 1289ق در تهران به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را نزد معلمين خصوصي آغاز كرد. پس از آموزش زبان فارسي، عربي و فرانسه، دروس حوزه‌اي را به طور كامل فراگرفت. فقه، اصول و فلسفه را در حد سطح تحصيل كرد و رياضيات، تاريخ و جغرافيا را نيز آموخت. زبان عربي را نزد سيدجمال‌الدين اسدآبادي كه در ايام اقامت در تهران در منزل آنها سكونت داشت در حد كامل ياد گرفت و با آن تكلم مي‌نمود.


امين‌الضرب دوم از 16 سالگي كار خود را در تجارتخانه پدرش آغاز نمود. تدريجاً به فنون تجارت و ملكداري آشنا گرديد و در 20 سالگي اداره امور تجارتخانه و املاك با او بود.


در اوايل سلطنت مظفرالدين شاه قاجار (سال 1315ق) محمدحسن امين‌الضرب را به علت تقلب در عيار پول ضربخانه توقيف و زنداني كردند. محمدحسين امين‌الضرب براي رهايي پدر به مرتضي‌قلي خان صنيع‌الدوله وزير خزانه و داماد شاه مراجعه كرد و صادقانه براي تصفيه حساب آمادگي خود را اعلام نمود. در نهايت با پرداخت 760 هزار تومان به دولت و 40 هزار تومان به صنيع‌الدوله، موجب آزادي پدرش از زندان گرديد.


حاج محمدحسين امين‌الضرب به علت مسافرتهاي مكرر به اروپا و حشر و نشر با خارجيان، حكومت قانون و تأسيس عدالتخانه براي كشور را ضروري دانست و براي پيشبرد اهداف خود عده‌اي از تجار و كسبه بازار تهران را با خود همراه ساخت و براي استقرار مشروطيت زحمات زيادي كشيد. او بود كه فرمان مشروطيت را به متحصنين سفارت انگليس ارائه داد و و به پاس همين خدمات بود كه از طرف تجار و كسبه تهرا ن به وكالت مجلس شوراي ملي انتخاب و نايب رئيس دوره اول مجلس شد و به عضويت كميته تدوين قانون اساسي درآمد.


امين‌الضرب ثاني پس از به توپ بستن مجلس شوراي ملي توسط محمدعلي شاه قاجار مدتي مخفي بود، ولي تدريجاً در دفتر كار خود حضور يافت و به فعاليتهاي اقتصادي پرداخت و از دخالت در امور سياسي دوري جست. در كودتاي سوم اسفند 1299 به دستور سيدضياءالدين طباطبايي نخست‌وزير دستگير و زنداني گرديد. پس از صد روز از زندان آزاد شد و در دوره هفتم و هشتم مجلس شوراي ملي و دوره اول مجلس مؤسسان به نمايندگي برگزيده شد.


امين‌الضرب از تجار معتبر، سرمايه‌داران و ملاّكان بزرگ ايران بود. قسمت اعظم صادرات ايران در اختيار او بود. پس از مرگ پدرش دامنه فعاليتهاي اقتصادي خود را در داخل و خارج از كشور گسترش داد و در برخي از شهرهاي اروپايي چون مسكو، لندن، پاريس و مارسي دفاتر تجاري داير كرد. از ديگر فعاليتهاي وي تشكيل اتاق تجارت بود كه خود رياست آن را به عهده داشت. همچنين در ايام جنگ بين‌الملل اول كميته‌اي با عنوان ” اتحاد تجار“ به رياست خود تشكيل داد. وي اولين كسي بود كه كارخانه برق در ايران داير نمود.


محمدحسين امين‌الضرب در 25 آذر 1311 در سن 62 سالگي در تهران درگذشت. فرزندانش عبارتند از: حسن، محسن، دكتر يحيي و دكتر علي‌اصغر مهدوي


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مأخذ:


1. شيرين مهدوي، زندگي نامه حاج محمدحسن كمپاني امين‌الضرب / شيرين مهدوي. ترجمه منصوره اتحاديه، فرحناز اميرخاني. تهران، نشر تاريخ ايران، 1374.

2. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار با همكاري نشر علم، 1380.

3. مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، تهران، زوار، 1347، ج 3، ص 348.



4344-1
محمدحسين امين‌الضرب با لباس شير و شكري

1316-1
نشسته از راست: 2. محمدحسن امين‌الضرب اصفهاني 3. سيدجمال‌الدين اسدآبادي 4. محمدحسين محلاتي (برادر حاج سياح)

1309-1ع
هيئت امناي دولت در حال نظارت بر تعيين عيار وزن مسكوكات ضرابخانه در تكيه دولت. سال 1311ق. 1.محمدحسن امين‌الضرب اصفهاني 2. اسماعيل امين‌الملك 3. غلامحسين غفاري (صاحب اختيار) 4. احمد مشيرالسلطنه 5. محمدعلي قوام‌الدوله 6. عليرضا عضدالملك 7. ميرزا فتحعلي خان صاحبديوان 8. محسن مشيرالدوله 9. عبدالوهاب نظام‌الملك


4888-1ع
از راست: محمدحسين امين‌الضرب، غلامرضا نوزاد، حسين پيرنيا و محمدعلي سياح در مسكو. سال 1896م

1299-1ع
در وسط محمدحسين امين‌الضرب نايب رئيس دوره اول مجلس شوراي ملي و رئيس اتاق تجارت تهران

488-1ع
نشسته : حاج محمدحسين امين‌الضرب، و چند تن از كاركنان تجارتخانه وي


513-1ع
فرمان مشروطيت در دست نمايندگان تجار و كسبه از بالا و راست: 1. علي‌محمد صراف اصفهاني 2. محمدتقي شاهرودي 3. محمود شركت 4. احمد زرگرباشي 5. باقر بقال 6. حسن شالچي 7. محمدباقر كاشاني 8. عبدالرحيم ارباب 10. محمداسماعيل قزويني 11. محمد بوشهري (معين‌التجار) 12. محمدعلي شالفروش 13. محمداسماعيل مفازه 14. حسين مهدوي (امين‌الضرب) 17. محمدحسين داماد 18. محمدصراف تهراني 19. احمد مرتضوي 20. عبدالمطلب كردستاني 21. محسن مهدوي

2145-4ع
محمدحسين امين‌الضرب و عده‌اي از نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي 1. محمدتقي بنكدار 2. ارباب جمشيد 3. [سيداحمد مرتضوي] 4. محمد بوشهري (معين‌التجار) 5. اسدالله ميرزا شهاب‌الدوله 6. محمدعلي شالفروش 7. مشهدي باقر بقال 8. شيخ حسين سقط فروش 9. حسينعلي كفاش 10. حسينقلي سيگاري 11. محمدابراهيم وارث 12. محمدحسين امين‌الضرب 13. ميرزا طاهر تنكابني 14. حسن وثوق‌الدوله 15. ميرزا محسن (پسر صدرالعلماء) 16. مرتضي قليخان صنيع‌الدوله (رئيس مجلس) 17. محمدقلي مخبرالملك هدايت 18. ولي‌الله نصر 19. محمدصديق حضرت 20. محمدتقي شاهرودي

1269-1ع
حاج محمدحسين امين‌الضرب


2554-4ع
حاج محمدحسين امين‌الضرب

1307-1ع
حاج محمدحسين امين‌الضرب

6746-1ع
حاج محمدحسين امين‌الضرب

نامزدي محمدرضا پهلوي و فرح ديبا

اگر انگيزش ازدواج و طلاق شاه و فوزيه در پرده ابهام ماند، ازدواج شاه با ثريا بسيار روشن بود. و جدايي آنها هيچ سببي جز سترون بودن ثريا نداشت. خاندان سلطنت ” وارث “ مي‌خواست و دربار ” وليعهد“. بدين ترتيب ” ايل“ ثريا اسفندياري بختياري جاي خود را به ” طايفه“ فرح ديبا داد، براي به دنيا آوردن ” فرزند“ آن هم ” پسر“.


شيوه موروثي سلطنت، در عمل هيچ جايي براي ” دفاع از حقوق زن“ باقي نگذاشته بود. سرانجام وليعهد به دنيا آمد، رضا پهلوي؛ آنكه سلطنتش تقدير نبود.



4456-7
فرح ديبا در دوران نامزدي با محمدرضا پهلوي

4444-7
فرح ديبا در منزل دايي خود محمدعلي قطبي هنگام عزيمت به دربار و ديدار با محمدرضا پهلوي براي اولين بار

4442-7
فرح ديبا به همراه محمدعلي قطبي و غلامعلي سيف ناصري هنگام عزيمت به دربار و ديدار با محمدرضا پهلوي براي اولين بار


5673-7
فرح ديبا به هنگام خريد لباس نامزدي در پاريس

5657-7
فرح ديبا به هنگام بازگشت به ايران پس از خريد لباس نامزدي ار پاريس 1. فرح ديبا 2. ابوالفتح آتاباي 3. فريده ديبا 4. لوئيز قطبي 5. محمدعلي قطبي

5666-7
فرح ديبا در ايام نامزدي با محمدرضا پهلوي در اپراي پاريس


4449-7
مصاحبه خبرنگار مجله اطلاعات بانوان با فرح ديبا در دوران نامزدي (15/9/1338)

4451-7
فرح ديبا در منزل محمدعلي قطبي

5669-7
محمدرضا پهلوي و فرح ديبا در دوران نامزدي در آرامگاه رضاشاه


5665-7
عزيمت فرح ديبا به كاخ مرمر براي شركت در مراسم جشن نامزدي با محمدرضا پهلوي از راست: اردشير زاهدي، فرح ديبا و فريده ديبا

1048-11ع جشن نامزدي محمدرضا پهلوي و فرح ديبا در كاخ مرمر از راست: تاج‌الملوك پهلوي، محمدرضا پهلوي و فرح ديبا

5663-7
جشن نامزدي محمدرضا پهلوي و فرح ديبا در كاخ مرمر از راست: اشرف پهلوي، شهناز پهلوي، تاج‌الملوك پهلوي، محمدرضا پهلوي و فرح ديبا


7208-7
محمدرضا پهلوي و فرح ديبا در دوران نامزدي در مراسم جشن ازدواج فاطمه پهلوي و محمد خاتمي 1. فرح ديبا 2. فاطمه پهلوي 3. محمدرضا پهلوي 4. شهناز پهلوي 5. فريده ديبا

7207-7
فرح ديبا به اتفاق چند تن از بستگان خود در حال مطالعه اخبار منتشره در نشريات درخصوص نامزدي وي با محمدرضا پهلوي از راست : 2. لوئيز قطبي 3. فرح ديبا 4. محمدعلي قطبي

رضا پهلوي از تولد تا كودتا

در اسفند سال 1256 (1295ق) همزمان با سفر دوم ناصرالدين شاه قاجار به اروپا و زمزمه تشكيل قزاقخانه توسط روسها در ايران، در روستاي آلاشت از توابع سوادكوه مازندران كودكي به دنيا آمد كه رضا نام گرفت (بعدها انقراض سلسله قاجاريه و تأسيس حكومت پهلوي به دست وي به وقوع پيوست).

 

نام پدر رضا، عباسعلي (سرهنگ فوج سوادكوه) و مادرش زهرا (نوش آ‌فرين) از مهاجرين قفقاز مي‌باشد. نوش‌آفرين همزمان با تولد رضا، همسرخود را كه در مأموريت تهران بود از دست داد. مرگ عباسعلي و ناسازگاري اعضاي خانواده همسرش كه تولد اين فرزند را بد يًُمن مي‌دانستند موجب شد به همراه كودك نوزاد خود از آلاشت به تهران نزد برادر و ديگر اقوام خود مهاجرت نمايد. در بين راه در منطقه سرگدوك فيروزكوه به خيال اينكه فرزند نوزاد وي بر اثر سرما و برف شديد فوت نموده است به كاروانسرادار محل تحويل مي‌دهد تا پس از فروكش كردن برف او را دفن كند. كودك پس از مدتي مداوا به وسيله يك كاروان ديگر به مادرش برگردانده مي‌شود. در نهايت رضا به همراه مادر به تهران بازمي‌گردد و در محله سنگلج در كمال فقر و تهيدستي زندگي مي‌كند و بزرگ مي‌شود و به يك نوجوان شرور و سركش تبديل مي‌گردد. براي تهيه نان و گردش زندگي به كارهاي مختلف از جمله شاگردي مغازه آهنگري و كارگري در اصطبل خانه سفارت انگليس گمارده مي‌شود و سرانجام در سن 12 سالگي توسط ابوالحسن خان سرتيپ (صمصام) از بستگان خود وارد فوج سوادكوه (از ابوالجمعي علي‌اصغرخان امين‌السلطان صدراعظم) شده و با درجه تابيني (سربازي) شروع به خدمت مي‌كند. در سال 1313ق پس از قتل ناصرالدين شاه قاجار فوج سوادكوه براي حفاظت از سفارتخانه و مراكز دولتي به تهران فراخوانده مي‌شود. وي در دوران خدمت در قزاقخانه به سرعت رشد نموده و در سال 1318ق، به سرگروهباني محافظين بانك استقراضي روسيه در مشهد و پس از چندي به وكيل‌باشي گروهان شصت تير منصوب مي‌گردد. نام رضا شصت تير با وجود درجه گروهباني در قزاقخانه و در محافل تهران مخصوصاً بين لوطيها معروف مي‌گردد. سپس در سال 1324ق به همراه گروه محافظين عين‌الدوله هنگام تبعيد ، به فريمان اعزام مي‌شود. رضاخان در نزد عين‌الدوله تقرب مي‌يابد و به آموختن درس و خواندن و نوشتن مي‌پردازد. در سال 1288ش، همراه با سواران بختياري و ارامنه براي خواباندن شورشها و قيامهاي محلي به زنجان، اردبيل و... اعزام مي‌شود و در جنگ با قواي ارشدالدوله از خود رشادتها نشان مي‌دهد. سپس با درجه ياوري به فرماندهي دسته تيرانداز و نهايتاً در سال 1297ش به فرماندهي آترياد همدان منصوب مي‌گردد. وي در سال 1299 براي سركوبي قيام ميرزا كوچك خان جنگلي به گيلان اعزام مي‌گردد.


با خروج قواي روسيه از ايران دولت انگليس براي كنترل اوضاع و جامه عمل پوشاندن به مطامع خود اقدام به پي‌ريزي كودتاي نظامي مي‌نمايد و براي اجراي اين طرح هماهنگي‌هاي لازم را ميان ژنرال ادموند آيرونسايد (فرمانده قواي انگليسي در ايران)، اردشير جي (جاسوس دولت انگليس در ايران)، رضاخان فرمانده آترياد (تيپ) همدان و سيدضياءالدين طباطبايي مدير روزنامه رعد ايجاد مي‌كند. در نتيجه مذاكرات و هماهنگي‌هاي به عمل آمده بين سيد ضياء و رضاخان، كودتا در روز سوم اسفند سال 1299ش به وقوع مي‌پيوندد و قواي آترياد همدان بدون كمترين مقاومتي وارد تهران شده و كليه ادارات دولتي و مراكز نظامي را اشغال مي‌كنند و قريب به يكصد تن از رجال، معاريف و روحانيون را بازداشت و زنداني مي‌نمايند. احمدشاه، محمدحسن ميرزا (وليعهد) به كاخ فرح‌آباد مي‌گريزند و فتح‌الله خان سپهدار رشتي (نخست‌وزير) به سفارت انگليس پناهنده مي‌شود. سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهي ديويزيون قزاق و وزارت جنگ و سيدضياءالدين طباطبايي به نخست‌وزيري منصوب مي‌گردد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. دايره‌المعارف تشيع، جلد سوم. بنياد خيريه فرهنگي شط، تهران، 1371.

2. كيوان پهلوان، رضاشاه از الشتر تا الاشت، تهران، انتشارات آرون، 1383.

3. نجفقلي پسيان؛ خسرو معتضد، از سوادكوه تا ژوهانسبورگ (رضاخان)، تهران، نشر ثالث، 1377.

4. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار با همكاري نشر علم، 1380.



1956-1ع
رضاخان پهلوي نگهبان سفارت هلند در تهران از چپ: رضاخان پهلوي و كنوبل (وزيرمختار هلند در ايران)

82-1ع
ياور رضاخان پهلوي محافظ منزل عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به همراه عده‌اي ديگر در كرمانشاه (شخصِ غيرنظامي كنارِ رضاخان؛ محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان

1805-1ع
سرهنگ رضاخان پهلوي و جمعي از افسران روسي و ايراني آترياد همدان 1. محمود آيرم 2. عبدالله اميرطهماسبي 3. رضاخان پهلوي


1791-1ع
رضاخان پهلوي (پشتِ مسلسل) فرمانده يگان مسلسل قزاقخانه در كرمانشاه (1293)

1793-1ع
رضاخان پهلوي فرمانده تيپ مختلط همدان در ميان عده‌اي از افسران ايراني و روسي قزاقخانه، در روز قبل از كودتا 1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدان‌پناه 3. ايرج مطبوعي

1820-1ع
بازديد رضاخان پهلوي (فرمانده آترياد تهران) از نحوه آموزش مسلسل افراد تحت فرمان خود 1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدان‌پناه


318-124ط
رضاخان پهلوي سردار سپه و وزير جنگ

3701-1ع
اردشير جي (1908)

127-1ع
ژنرال آيرونسايد، ژنرال اسميت و دو تن از فرزندان عبدالحسين ميرزا فرمانفرما از راست: محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان، ادموند آيرونسايد، ژنرال اسميت و نصرت‌الدوله فيروز


1790-1ع
رضاخان پهلوي در بامداد روز سوم اسفند سال 1299 چند ساعت پس از كودتا، در كنار اتومبيل مصادره شده نصرت‌الدوله فيروز

1826-1ع
بازديد رضاخان پهلوي وزير جنگ از يك مانور نظامي 1. رضاخان پهلوي 2. محمدصادق كوپال

530-1ع
رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و دو تن از اعضاي كابينه كودتا از راست: رضاخان پهلوي، عيسي خان فيض و مصطفي عدل (منصورالسلطنه)


1476-124ط
سيدضياءالدين طباطبايي و رضاخان پهلوي (نخست‌وزير و فرمانده كودتا) و عده‌اي از همكارانش

1947-1ع
سيدضياءالدين طباطبايي

4898-1ع
احمدشاه قاجار، رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و محمدخان اميرعلايي (آجودان احمدشاه)


495-4ع
نايب رضاخان پهلوي و عده‌اي از فرماندهان ارشد قزاقخانه 1. مير پنج حسن خان 2. ميرپنج محمدخان (بعدها مطبوعي) 3. سرهنگ حسين قلي خان بيگدلي 4. نايب رضاخان ۵. ميرپنج اسکندر خان ارمني

سپهبد احمد اميراحمدي

احمد آقاخان (اميراحمدي) فرزند ” سرتيپ تقي آقا“ در سال 1267 خورشيدي در تهران متولد شد و در سن شش سالگي به مدرسه ”افتتاحيه“ واقع در محله سنگلج تهران و سپس به مدرسه ” تربيت“ رفت. چون فرزند افسر قزاقخانه بود در مدرسه قزاقخانه كه در آن موقع به دست روسها اداره مي‌شد، به ادامه تحصيل پرداخت.


در سن چهارده سالگي به فوج گارد سوار قزاق انتقال يافت و با درجه گروهبان دومي، وكيل‌باشي (قائم‌مقام) فوج گارد سوار شد. اميراحمدي در چند زد و خورد داخلي شركت كرد و چون رشادت، تهور و قساوت وي مورد توجه فرماندهان قرار گرفت، تا درجه سرهنگي ارتقا مقام يافت.


پس از كودتاي سوم اسفند 1299، احمد آقاخان به درجه ميرپنجي دست يافت و اولين مأموريت وي بعد از كودتا، سركوبي شورش اسماعيل خان اميرمؤيد سوادكوهي در مازندران بود كه منجر به متواري شدن اميرمؤيد و فرزندان وي گرديد.


در سال 1301 خورشيدي كه مقدمات تشكيل پنج لشكر در ايران فراهم شد، با درجه اميرلشكري (سرلشكر) به فرماندهي لشكر غرب كه مركز آن در همدان بود، منصوب گرديد و براي اعاده امنيت در آن منطقه، دست به اقدامات شديدي زد. به ويژه براي سركوب الوار از هيچ نوع اقدام حاد و تندي خودداري ننمود و سرانجام در مأموريت لرستان به دريافت عالي‌ترين نشان نظامي آن زمان يعني نشان ذوالفقار نايل آمد.


سرلشكر اميراحمدي كمي قبل از به سلطنت رسيدن رضاخان، در شهريور ماه 1304 به سمت رئيس كل امنيه مملكتي (ژاندارمري) برگزيده شد و قريب چهار سال در اين سمت باقي ماند و مأموريتهاي جنگي زيادي از جمله مأموريت آذربايجان انجام داد و فرماندهي لشكر آذربايجان را نيز به عهده داشت.


در سال 1308 شمسي او نخستين كسي بود كه به دستور رضاشاه در ايران به درجه سپهبدي رسيد. در شهريور 1320 هنگامي كه نيروهاي متجاوز انگلستان و شوروي وارد خاك ايران شدند رضاشاه قبل از ترك كشور، سپهبد اميراحمدي را به سمت فرماندار نظامي تهران منصوب مي‌نمايد تا وي از بروز و گسترش هرج و مرج و آشوب در پايتخت جلوگيري كند. اميراحمدي در شانزدهم آذر 1320 براي اولين بار در ترميم كابينه فروغي به عنوان وزير كشور شركت كرد و پس از آن نيز در كابينه قوام‌لسلطنه (18 مرداد 1321) به وزارت جنگ برگزيده شد و در ماجراي 17 آذر ماه همان سال كه منجر به آتش زدن خانه قوام‌السلطنه و غارت دكاكين و مغازه‌ها شد، به عنوان فرماندار نظامي تهران وارد ساختمان شهرباني كل كشور گرديد و ظرف چند ساعت تظاهرات خونين مخالفين دولت را متوقف كرد.


پس از سقوط قوام و روي كار آمدن علي‌اصغر سهيلي در تاريخ 28/11/1321، پست وزارت جنگ مجدداً به اميراحمدي واگذار شد و در تمام مدت نخست‌وزيري سهيلي، در اين سمت باقي ماند. اميراحمدي در كابينه‌هاي كوتاه مدت ساعد، بيات، صدر و حكيمي سمتي نداشت و فقط مسئوليت بازرسي نواحي ارتش به عهده وي بود.


سپهبد اميراحمدي در 25 بهمن 1324 بر اثر پافشاري شاه وارد كابينه قوام شد و در چهار كابينه او پست وزارت جنگ را عهده‌دار بود ولي به علت ناسازگاري با سياستها و خواسته‌هاي قوام‌السلطنه، از كابينه وي خارج شد.


اميراحمدي در ششم دي ماه 1326 نيز جايي براي خود باز كرد و در كابينه ابراهيم حكيمي بر مسند وزارت كشور نشست. وي همچنين در 23 خرداد ماه 1327 در كابينه عبدالحسين هژير و در 30 آبان ماه 1327 در كابينه محمد ساعد به وزارت جنگ منصوب شد.


اولين سپهبد ايران در سال 1328 پس از بازنشستگي و تأسيس مجلس سنا، از سوي شاه مقام سناتور انتصابي تهران را گرفت و تا زمان مرگ به مدت 16 سال اين مقام تشريفاتي را عهده‌دار بود. وي در طول حيات خود هشت بار وزير جنگ، دو مرتبه وزير كشور، پنج نوبت فرماندار نظامي تهران، دو بار فرمانده كل ژاندارمري و سالها فرمانده لشكرهاي لرستان و آذربايجان بوده است.


اميراحمدي در روز پنجم آذر ماه سال 1344 در سن 77 سالگي بر اثر ابتلاء به بيماري سرطان خون در تهران درگذشت. او يكي از متمولين درجه اول ايران بود و مستغلات زيادي در تهران داشت. مردي بود جسور، بي رحم، قلدر، جدي، وظيفه‌شناس و حريص نسبت به جمع‌آوري مال و مكنت. با زيردستان خود به خشونت رفتار مي‌كرد و شخصاً در مقام تعزير و تنبيه افراد برمي‌آمد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. حسن مرسلوند، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، تهران، الهام، 1369. ج 1.

2. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ ايران، تهران، گفتار، 1372. ج 1 و 2.

3. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، گفتار، علم، 1380. ج 1.

4. غلامحسين زرگري‌نژاد، خاطرات نخستين سپهبد ايران احمد اميراحمدي، تهران، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي، 1372. ج 1.  

 



577-1
احمد اميراحمدي در جواني، در لباس رزم مردان لر

556-1ع
اميرلشكر (سرلشكر) احمد اميراحمدي پس از دريافت نشان تمثال

539-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب با نشان ذوالفقار


547-1ع
احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، سوار بر اسب مخصوص خود در منطقه لرستان

3761-1ع
سرلشكر احمد اميراحمدي رئيس كل امنيه مملكتي (فرمانده ژاندارمري كل كشور) در ميان افسران تحت امر خود (1304-1308هـ .ش.) 1. فرج‌اله آق اولي 2. احمد اميراحمدي 3. محمدحسين جهانباني

3763-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، در حال بازديد از اردوگاه خوانين لُر پس از تسليم شدن آنها (22/7/1307هـ .ش.)


541-1ع
احمد اميراحمدي در سفر به اروپا

471-4ع
جمعي از رجال، معاريف و امراي ارتش به همراه همسرانشان در يك مراسم رسمي به مناسبت سالگرد واقعه كشف حجاب (1314-1316هـ .ش) 1. واسلي كارگار (همسر يزدان‌پناه) 2. مرتضي يزدان‌پناه 3. صادق صادق (مستشارالدوله) 4. عيسي صديق 5. حاجيعلي رزم‌آرا 6. صفيه نمازي (فيروز) 7. حسن ميمند 8. سپهبد احمد اميراحمدي 9. كريم آقا بوذرجمهري 10. سرلشكر اسماعيل اميرفضلي (وزير جنگ) 11. محمود جم (نخست‌وزير) 12. حسن اسفندياري (رئيس مجلس شوراي ملي) 13. عليقلي انصاري

5661-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب در حال بازديد از جاده و تونل در دست احداث در منطقه لرستان


1813-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، به همراه رضاشاه در منطقه لرستان (1307هـ .ش.)

3172-1ع
محمدرضا پهلوي (وليعهد) و همسرش فوزيه در يك مراسم رسمي (1319هـ .ش) 1. محمدرضا پهلوي 2. فوزيه 3. مظفراعلم 4. محمود جم 5. علي سهيلي 6. سپهبد احمد اميراحمدي 7. سرلشكر كريم آقا بوذرجمهري 8. سرلشكر عزيزالله ضرغامي

4863-1
رضاشاه در حال توزيع گواهينامه پايان دوره فارغ‌التحصيلان دانشگاه جنگ 1. محمدرضا پهلوي 2. رضاشاه پهلوي 3. احمد اميراحمدي 4. محمد نخجوان 5. مرتضي يزدان‌پناه 6. محمد شاه‌ بختي 7. محمد محتشمي 8. ايرج مطبوعي 9. هادي آتاباي 10. عزيزالله ضرغامي 11. فرج‌الله آق اولي 12. اسماعيل شفايي


546- 8ع
امراي ارتش و مقامات كشور به همراه همسرانشان، هنگام حضور در محل سفارت انگلستان در تهران (1320-1324هـ .ش) 1. سپهبد احمد اميراحمدي 2. مرتضي يزدان‌پناه 3. علي رياضي 4. حسن ارفع 5. سرتيپ غلامعلي انصاري 6. محمدحسين فيروز 7. كريم هدايت 8. احمد نخجوان 9. ريدر ويليام بولارد (وزيرمختار انگليس در ايران) 10. واسيلي كارگار (همسر يزدان‌پناه) 11. اميرحسين عطاپور

1857-124ط
محمدرضا پهلوي به همراه علي سهيلي نخست‌وزير و برخي از اعضاي كابينه وي، در دانشكده افسري (1321-1323هـ .ش) 1. امان‌الله اردلان 2. علي سهيلي 3. محمد دفتري 4. جواد ظهيرالاسلام 5. محمدرضا پهلوي 6. احمد اميراحمدي (وزير جنگ) 7. مرتضي يزدان‌پناه

3494-1ع
سپهبد احمد اميراحمدي وزير جنگ كابينه دوم ائتلافي قوام‌السلطنه (1325هـ .ش) 1. محمدحسين فيروز 2. احمد اميراحمدي 3. مظفر فيروز 4. انوشيروان سپهبدي 5. احمد قوام 6. فريدون كشاورز 7. اللهيار صالح 8. ايرج اسكندري 9. عبدالحسين هژير 10. منوچهر اقبال 11. مرتضي يزدي 12. شمس‌الدين اميرعلايي


3325-1ع
كابينه سوم احمد قوام در محوطه كاخ سعدآباد (پس از خروج وزراي توده‌اي) (1325هـ .ش) از چپ: ابوالحسن صادقي، محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان، علي‌اكبر موسوي‌زاده، عزيزالله اعزاز نيك پي، احمد اميراحمدي (وزير جنگ)، احمد قوام، حميد سياح، عبدالحسين هژير، منوچهر اقبال، شمس‌الدين اميرعلايي، علي شايگان

3326-1ع
سپهبد احمد اميراحمدي وزير جنگ كابينه چهارم قوام‌السلطنه (1325-1326هـ .ش) از چپ : علي‌اكبر موسوي‌زاده، ابوالحسن صادقي، فرج‌الله آق اولي، منوچهر اقبال، احمد اميراحمدي، محمدعلي همايون جاه، احمد قوام، عبدالحسين هژير، مصطفي عدل، غلامحسين فروهر، علي‌اصغر حكمت، احمدحسين عدل، علي نصر، سلمان اسدي

1393-4ع
كابينه عبدالحسين هژير در يك جلسه كاري (1327هـ .ش) از چپ: محمدعلي نظام مافي، عباس ادهم، فخرالدين شادمان، جواد بوشهري، موسي نوري اسفندياري، سپهبد احمد اميراحمدي (وزير جنگ)، عبدالحسين هژير، مصطفي عدل، جمال امامي، نادر آراسته، منوچهر اقبال


4915-4ع
خيرمقدم‌گويي حسام‌الدين دولت‌آبادي شهردار تهران به ملك عبدالله پادشاه اردن (6/5/1328هـ .ش) 1. ملك عبدالله پادشاه اردن 2. محمد ساعد (نخست‌وزير) 3. احمد اميراحمدي (وزير جنگ) 4. زين‌العابدين رهنما 5. حميد سياح 6. غضنفرعلي خان (سفير پاكستان در ايران) 7. علي هيئت 8. حسام‌الدين دولت‌آبادي

2333-11ع
كابينه محمد ساعد با حضور سهپبد اميراحمدي وزير جنگ و ساير اعضا (1327-1329هـ .ش) از چپ: هادي طاهري، آقاخان اشرفي، منوچهر اقبال، علي‌اصغر حكمت، محمد سجادي، اميراعلم، نادر آراسته، محمد ساعد، جمال امامي، احمد اميراحمدي، عباسقلي گلشائيان و احمد مقبل

554- 1ع
سپهبد احمد اميراحمدي، در لباس رسمي نظامي


2935-11ع
سناتور احمد اميراحمدي (نشسته صف اول نفر سوم از چپ) در ميان ساير نمايندگان دوره اول مجلس سنا، در محوطه مجلس شوراي ملي (ارديبهشت 1331هـ .ش) تذكر: توضيحات كامل اين عكس در نمايشگاه عكس رجال تقي‌زاده آورده شده است

3732-11ع
سپهبد احمد اميراحمدي و همسرش توران هاجر اسلامي به اتفاق فرزندان، عروس‌ها و دامادهاي خودشان

3435-4ع
احمد اميراحمدي


153-132الف
تشييع جنازه سهپبد احمد اميراحمدي در حياط مسجد سپهسالار تهران (آذر 1344هـ .ش)

تحصن در مشروطه

در سال 1283ش در پي اختلاف تجار و بازرگانان تهران با ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمرك ايران)، احمد علاءالدوله حاكم تهران به دستور عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله (صدراعظم) به بهانه گران شدن قند، عد‌ه‌اي از تجار تهران را به اداره حكومتي فراخواند و پس از پرخاش و توهين زياد، آنان را به چوب بست. اين عمل باعث تعطيلي بازار و اجتماع مردم در مسجد شاه (امام خميني) شد. به طوري كه علما، روحانيون و وعاظ مشهور تهران به رهبري آيات عظام محمد طباطبايي و عبدالله بهبهاني به حمايت از تجار برخاسته و در مسجد شاه تجمع نمودند. مأمورين دولتي پس از هجوم به تجمع‌كنندگان آنها را متفرق ساختند. معترضين به علت نداشتن تأمين جاني و براي در امان ماندن از هر گونه تعرض، به حضرت عبدالعظيم پناه برده و در آنجا تحصن اختيار نمودند. فرداي آن روز شهاب‌الدوله و مجدالدوله از طرف مظفرالدين شاه مأمور مذاكره با متحصنين شدند و پيام شاه را مبني بر تأسيس عدالتخانه به آنان ابلاغ كردند كه منجر به پايان تحصن و بازگشت متحصنين به تهران شد، ولي پس از گذشت 3 ماه آثاري از تأسيس عدالتخانه آشكار نگرديد.


علما و وعاظ مجدداً بر سر منابر و مجالس وعظ به بدگويي از شاه و صدراعظم وي عين‌الدوله پرداختند. در نتيجه مردم و بازاريان تهران به صلاحديد مراجع معترض به جانب سفارت انگليس رفتند و در آن مكان متحصن شدند و علما نيز به طرف قم عزيمت نموده و اعلام كردند تا صدور دستخط شاه براي تأسيس عدالتخانه، عزل عين‌الدوله از صدارت، تأسيس مجلس و ايجاد حكومت مشروطه دست از تحصن برنخواهند داشت.


پس از گذشت قريب به يك ماه سرانجام در روز 13 مرداد سال 1285ش مظفرالدين شاه با صدور دستخط به خواسته‌هاي متحصنين تن در داد و اين واقعه منجر به بازگشت علما از قم، ترك سفارت انگليس توسط متحصنين و تأسيس حكومت مشروطه گرديد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. عباس خالصي، تاريخچه بست و بست‌نشيني، انتشارات علمي، تهران، 1366.

2. رسول جعفريان، بست‌نشيني مشروطه‌خواهان در سفارت انگليس، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران، 1378.

3. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ ايران، نشر گفتار، تهران، 1370.



1571-1ع
آيت‌الله عبدالله بهبهاني

6773-1ع
آيت‌الله سيدمحمد طباطبايي

770-4ع
آيت‌الله محمدكاظم خراساني، از علماي دوره مشروطيت


742-4ع
سيدجمال واعظ اصفهاني از وعاظ دوره مشروطه

6829-1ع
سه تن از علما و مراجع طرفدار مشروطه از راست: ملا عبدالله مازندراني، ميرزا حسين آقا نجل خليل، آخوند محمدكاظم خراساني

47-8ع
آيت‌الله محمدكاظم خراساني، از مراجع طرفدار مشروطيت


320-8ع
سيدجمال واعظ اصفهاني (جمال‌زاده) و ميرزا مصطفي آشتياني، از وعاظ و روحانيون مشروطه‌خواه

4644-1ع

4645-1ع
مرتضي صنيع‌الدوله


3265-1ع
مظفرالدين شاه قاجار

600-1ع
سلطان عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله (صدراعظم)

4573-1
عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله صدراعظم و اعضاي كابينه وي 1. خليل ثقفي 2. سلطان عليخان وزير افخم 3. اسماعيل ممتازالدوله 4. عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله 5. رضا ارفع 6. محمدميرزا شمس‌الملك


5589-1ع
احمد علاءالدوله حاكم تهران

4900-1ع
احمد علاءالدوله

188-124ط
آزاديخواهان و مشروطه‌طلبان در زندان باغ شاه


5645-1
ژوزف نوز بلژيكي و عده‌اي از خارجيهاي مقيم ايران و اعضاي خانواده ايشان با لباس روحانيت و مليتهاي مختلف در يك محفل بالماسكه

3796-4ع
استقبال از علما و روحانيون به هنگام بازگشت از قم

4207-4ع
تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت عثماني


2061-124ط
تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت عثماني

4850-4 ع
تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت عثماني

4598-4ع
روحانيون مشروطه‌خواه در منزل ميرزا محسن صدرالعلما


1494-115ز

6772-1ع
تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت انگليس

6771- 1ع
محمدتقي بنكدار و جماعت بزاز تهران به هنگام تحصن در سفارت انگليس


3911-1ع
تحصن جماعت بزازهاي تهران در سفارت انگليس

1285-1ع
محمدتقي بنكدار و متحصنين مشروطه‌خواه در كنار ديگهاي پلو در سفارت انگليس

1286-1ع
محمدتقي بنكدار و متحصنين مشروطه‌خواه در كنار سينيهاي غذا در سفارت انگليس


234-4ع

1287-1ع
تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت انگليس

539-4ع
مشروطه‌خواهان در كنار ديوار سفارت انگليس در ايام تحصن


513-1ع
فرمان مشروطيت در دست نمايندگان تجار و كسبه 1. علي‌محمد صراف اصفهاني 2. محمدتقي شاهرودي 3. محمود شركت متفقه 4. احمد زرگرباشي 5. باقر بقال 6. حسن شالچي 7. محمدباقر كاشاني 8. عبدالرحيم ارباب 9. ؟ 10. محمداسماعيل قزويني 11. محمد بوشهري (معين‌التجار) 12. محمدعلي شالفروش 13. محمداسماعيل مغازه 14. حسين مهدوي (امين‌الضرب) 15. ؟ 16. ؟ 17. محمدحسين داماد 18. محمدصراف تهراني 19. احمد مرتضوي 20. عبدالمطلب كردستاني 21. محسن مهدوي

انقلاب اسلامي ايران (بدون شرح)

سوگند به سپيده دم و به شبهاي دهگانه


سال پنجاه و هفت در ميان سالهاي متماديي که بر سرزمين کهن ايران گذشته است، سالي دگر بود. روزهاي آن همه ايّام اللّه بود. شوق مبارزه با رژيمي فاسد و ضد مردمي که بزرگترين افتخار و نقطه اتکايش وابستگي به آمريکا بود همه را برانگيخته و ايران را به سرزمين حماسه ها تبديل کرده بود. مشتهاي گره کرده پير و جوان و زن و مرد اين مرز و بوم نشانه عزم راسخ ملت نجيب و سرافراز ايران براي سرنگوني نظامي بود که در آن انسانيت ، دين و اخلاق حرمت و جايگاهي نداشت. قيام همه جانبه مردم ايران به رهبري فرزانه اي هفتاد و هشت ساله آنچنان آرامش ساحل نشينان را برآشفت که « جزيره ثبات » قدرت هر گونه تحليل واقعي و برنامه ريزي براي مقابله با امواج خروشان انقلاب اسلامي را از آنان سلب نمود. زمستان پنجاه و هفت نقطه اوجگيري سيمرغ انقلاب و بهمن آن رسيدن به نقطه انفجار بود ، انفجار نور. امروز پس از بيست سال تجربه آزادي ، استقلال و جمهوري اسلامي مردم ما سپاسگزار دلاوراني اند که به رهبري روح خدا به مبارزه با اهريمن استبداد قد راست کردند و مردانه در خون خود تپيدند. باشد که پاسدار خونشان و تداوم دهنده راهشان باشيم.


تصاويري که در پي خواهد آمد روايت گوياي حماسه هاي آن دوران است که از ميان تصاوير موجود در مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران انتخاب شده است. وضوح و گويايي تصاوير ما را از هر گونه توضيح و تفسيري بي نياز مي سازد.



٢٨٢٧-٧

٢٨٢٥-٧

٢٨٣٩-٧


٢٨٤٥-٧

٢٨٤٣-٧

٢٨٤٠-٧


٢٨٢٣-٧

٢٨٤٦-٧

٢٨٦٢-٧
سال ۱۳۵۷، خيابان انقلاب


٢٨٣٢-٧

٢٨٦٧-٧

٢٨٥٦-٧


٢٨٣١-٧

٢٨٦٨-٧

٢٨٣٣-٧


٢٨٧٠-٧

٢٨٥٥-٧

٢٨٣٧-٧

سيدحسن تقي‌زاده

سيدحسن تقي‌زاده فرزند سيدتقي اردوبادي در رمضان سال 1295ق (شهريور 1256ش) در شهر تبريز در يك خانواده روحاني و اهل علم به دنيا آمد. از چهار سالگي خواندن قرآن، نماز و آداب شرعي را ياد گرفت و تحصيلات متداول آن زمان يعني فارسي، ادبيات و صرف و نحو عربي را آموخت و به زبانهاي فرانسه و انگليسي به راحتي تكلم مي‌نمود. همزمان با كسب علم و دانش به همراه محمدعلي تربيت (شوهر خواهر خود) كتابفروشي كوچكي در تبريز تأسيس نمود. در اين كتابفروشي كم كم با روشنفكران و آزاديخواهان آشنا گرديد و با مطالعه بعضي از جرايد غربي و فارسي چاپ قاهره و استانبول از تحولات سياسي و اجتماعي كشورهاي اروپايي مطلع گرديد و شيفته فرهنگ غرب شد و به تجددخواهي روي آورد. كتابفروشي مزبور به مرور رونق گرفت و به صورت يك قرائت‌خانه و محل ترويج افكار نو درآمد. سپس با همكاري تربيت، اعتصام‌الملك و شريف‌زاده مجله گنجينه فنون را در تبريز منتشر كرد.


تقي‌زاده در سال 1322ق به قفقاز، قاهره، بيروت، دمشق و ... مسافرت نمود. با شيخ محمد عبده و ديگر علما و آزادانديشان آن ديار ديدار كرد و از اوضاع سياسي و اجتماعي كشورهاي مزبور مطلع گرديد. پس از بازگشت به ايران كتابي تحت عنوان تحقيق احوال كنوني ايران يا محاكمات تاريخي در تبريز به چاپ رسانيد و به ايراد نطق و خطابه‌هاي تند و آتشين پرداخت. به همين دليل از طرف صنف بازرگانان تبريز به نمايندگي دوره اول مجلس شوراي ملي برگزيده شد و به عضويت هيئت نه نفره تهيه متمم قانون اساسي انتخاب گرديد. وي در زمان تنظيم متمم قانون اساسي با مداخله روحانيون در مجلس براي نظارت و انطباق قوانين با موازين شرعي شديداً مخالفت ورزيد و از سوي مردم و روحانيون به بي ديني مشهور گرديد. او در نخستين روزهاي مجلس اول با ايراد چندين سخنراني نسبت به اخذ قرضه در خارج، ورود اتابك به ايران و زمامداري او به شدت مخالفت كرد و پيشنهاد نمود كميسيوني خرج و دخل كشور را تعديل كند. تقي‌زاده يكي از نمايندگان تندرو در مجلس بود و شايد همين تندرويهاي او و همفكرانش باعث شد كه محمدعلي شاه تصميم به انحلال مجلس گرفت و آن را در 23 جمادي‌الاول 1326 به توپ بست و عده زيادي از نمايندگان مجلس و آزاديخواهان را در باغ شاه به زنجير كشيد و تعدادي را به قتل رساند. در اين هنگام تقي‌زاده به سفارت انگلستان پناه برد و تحت حمايت آن كشور قرار گرفت و در پناه پرچم انگليس با تشريفات خاص از طريق رشت و انزلي به لندن تبعيد گرديد.


پس از چندي مشروطه‌خواهي در ايران قوت گرفت. تقي‌زاده در اواخر 1326ق به صورت ناشناس از طريق قفقاز به تبريز بازگشت و با پيروزي مشروطه‌خواهان و خلع محمدعلي شاه از سلطنت به تهران آمد و به عضويت هيئت مديره اداره كشور تا قبل از تشكيل مجلس منصوب گرديد و همچنين در هيئتي كه مسئوليت تعيين وضعيت مالي محمدعلي شاه و اخراج او از ايران را به عهده داشت عضو بود.


تقي‌زاده در دوره دوم مجلس شوراي ملي از تهران و تبريز وكيل شد. لذا وكالت تبريز را پذيرفت و به مجلس رفت. در همين ايام آيت‌الله سيدعبدالله طباطبايي ترور شد و شايع گرديد كه در اين ترور دست داشته است. اجباراً از مجلس مرخصي گرفت ابتدا به استانبول و سپس به آمريكا و اروپا رفت. اين مسافرت 14 سال به طول انجاميد وي غالباً در برلن اقامت داشت و در آنجا مجله كاوه را به زبان فارسي منتشر مي‌كرد همچنين با خانمي از اهل آلمان ازدواج نمود و نام او را عطيه گذاشت. او در ايام اقامت در اروپا در سال 1300ش از طرف دولت ايران به مسكو رفت و با دولت اتحاد جماهير شوروي معاهده تجاري، كنسولي و پستي منعقد نمود و همچنين از طرف مردم تبريز به نمايندگي دوره سوم مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد كه به ايران نيامد. وي نمايندگي مردم تهران در ادوار چهارم، پنجم و ششم مجلس را به عهده داشت و در دوره پنجم از مخالفين تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي بود.


از مشاغل تقي‌زاده در دوران سلطنت رضاشاه پهلوي مي‌توان وزارت امور خارجه (در سال 1305) استانداري خراسان (1307) وزيرمختاري ايران در لندن (1308) وزارت راه (1309) و وزارت دارايي (1312) را نام برد. او در دوران وزارت دارايي امتياز نفت را به مدت 60 سال ديگر به انگليسها واگذار نمود، اين امر وجهه او را متزلزل نمود به طوري كه مجبوراً به سمت وزيرمختاري به پاريس رفت و در آنجا اقامت گزيد. پس از چندي از طرف رضاشاه به ايران احضار شد اما از ترس جان خود در اروپا ماند و در دانشگاه كمبريج لندن به تدريس مشغول گرديد. تقي‌زاده در سال 1320 پس از استعفاي رضاشاه از سلطنت براي دومين بار سفير ايران در انگلستان شد و در سال 1321 از طرف قوام (نخست‌وزير) به وزارت دارايي منصوب گرديد كه مورد قبول وي واقع نشد و به ايران نيامد و در سال 1326 با حفظ سمت در لندن در رأس يك هيئت بلندپايه به سازمان ملل رفت و نسبت به عدم خروج نيروهاي شوروي از آذربايجان طرح دعوي نمود و براي استقلال ايران و خروج نيروهاي بيگانه تلاش بسياري به خرج داد.


در دوره پانزدهم مجلس شوراي ملي اعتبارنامه او با مخالفت و موافقت زيادي روبه رو شد كه نهايتاً به تصويب رسيد. تقي‌زاده در دفاع از خود در مجلس نسبت به واگذاري امتياز نفت به انگليس گفت: « من در اين قضيه آلت فعل بودم» از اين تاريخ به بعد در ميان عام و خاص به ” آلت فعل“ معروف گرديد.


با تشكيل مجلس سنا از سال 1328 تا سال 1346 نماينده آن مجلس بود و در اين مدت شش سال رياست سنا را به عهده داشت.


تقي‌زاده مردي باهوش، زيرك و قوي ‌الحافظه بود. او در روز سه‌شنبه هفدهم بهمن ماه سال 1348 در 92 سالگي در تهران درگذشت.



767-1ع]
تقي‌زاده و عده‌اي از نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي. از راست: محمدقلي مخبرالملك (هدايت)، محمد مظاهر، ميرزاآقا فرشچي، ابراهيم آقا تبريزي، مرتضي‌قلي نائيني، حسن وثوق، رضا مهدوي، صادق صادق، حسنعلي كمال هدايت، حسن تقي‌زاده و حسن بانكي

[585-8ع]
عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران

[586-8ع]


[6810-1ع]
تقي‌زاده در ايام اقامت در اروپا

[5825-11ع]
تقي‌زاده و اعضاي هيئت اعزامي به سازمان ملل براي طرح دعوي تخليه قواي شوروي از آذربايجان (1326) 1- نصرالله انتظام 2-باقر كاظمي3- حسن تقي‌زاده4- علي سهيلي5- مصطفي عدل6- عباسعلي خلعتبري

[2036-1ع]
تشييع جنازه رضاشاه پهلوي در ميدان راه‌آهن تهران (1329) 1. غلامحسين افخمي 2. حسن بقائي 3. احمد زنگنه 4. محمود خسرواني 5. محمدرضا پهلوي 6. جعفر شفقت 7. فضل‌الله زاهدي 8. محسن صدر 9. منوچهر اقبال 10. ابراهيم حكيمي 11. احمدرضا پهلوي 12. عبدالرضا پهلوي 13. غلامرضا پهلوي 14. عليرضا پهلوي 15. حميدرضا پهلوي 16. رجبعلي منصور 17. حسن تقي‌زاده 18. ابوالفتح والاتبار 19. مرتضي يزدان‌پناه 20. عبدالله معظمي 21. انوشيروان سپهبدي 22. يوسف شكرايي 23. امان‌الله اردلان 24. علي ايزدي 25. علي‌اصغر نفيسي 26. احمد دهقان 27. محمد شاه‌بختي 28. عباسقلي گلشائيان 29. آقاخان اشرفي


[2767-11ع]
اورل هريمن (فرستاده ويژه رئيس‌جمهور آمريكا به ايران) به اتفاق سيدحسن تقي‌زاده و چند تن از نمايندگان دوره اول مجلس سنا (1330) 1. علي آبتين 2. امير اعلم 3. اورال هريمن 4. حسن تقي‌زاده 5. جواد بوشهري 6. حسين دادگر 7. محمود حسابي

[2241-115ز]
استقبال فضل‌الله زاهدي (نخست‌وزير) از ريچارد نيكسون (معاون رئيس‌جمهور آمريكا) و همسرش در فرودگاه مهرآباد (آذر 1332) 1. عبدالله انتظام 2. يدالله عضدي 3. فضل‌الله زاهدي 4. ريچارد نيكسون 5. حسن تقي‌زاده 6. لويي هندرسن

[6-161ن]
ريچارد نيكسون (معاون رئيس‌جمهور آمريكا) و حسن تقي‌زاده (نماينده مجلس سنا)


[6098-11ع]
ريچارد استوكس (نماينده ويژه دولت انگليس در امور نفت) و چند تن از نمايندگاه دوره اول مجلس سنا در يك مهماني (1330) 1. ابراهيم خواجه‌نوري 2. صادق رضازاده شفق 3. ريچارد استوكس 4. علي آبتين 5. احمد متين‌دفتري 6. حسن تقي‌زاده

[1394-1ع]
اعضاي انجمن آثار ملي ايران در منزل ييلاقي حكيم‌الملك در نياوران 1. اللهيار صالح 2. عيسي صديق علم 3. علي هيئت 4. حسن تقي‌زاده 5. حسين علاء 6. علي مؤيدثابتي 7. فرج‌الله آق اولي 8. غلامحسين صديقي 9. هوشنگ سيحون 10. محمود مهران 11. ابراهيم حكيمي 12. ابوالحسن صديقي

[3708-4ع]
يكي از جلسات رسمي كميسيون مجلس سنا در دوره اول 1. ابراهيم خواجه‌نوري 2. حسن تقي‌زاده 3. ابوالقاسم نجم 4. حسنعلي كمال هدايت 5. سعيد مالك 6. مهدي فرخ 7. علي مؤيدثابتي 8. محمدحسن فروزانفر


[2935-11ع]
نمايندگان دوره اول مجلس سنا در مقابل عمارت مجلس شوراي ملي ـ ارديبهشت 1331 1. علي مؤيدثابتي 2. محمدعلي نظام مافي 3. نصرالله خلعتبري 4. حسنعلي كمال هدايت 5. صادق صادق 6. مهدي ملك‌زاده 7. حسن تقي‌زاده 8. حسين سميعي 9. حسين دادگر 10. محمد نخجوان 11. احمد اميراحمدي 12. محمدعلي مقدم 13. عليرضا صبا 14. كاظم جليلي 15. مهدي مشيرفاطمي 16. محمدناصر قشقايي 17. قاسم قاسم‌زاده 18. اسماعيل سنگ 19. صادق رضازاده شفق 20. اسدالله يمين اسفندياري 21. عطاالله روحي 22. مهدي فرخ 23. حسين نقوي 24. عزيزالله ضرغام 25. جواد امامي خويي 26. محمدمهدي محوي 27. عبدالمهدي طباطبايي 28. رضاقلي ديوان بيگي 29. امان‌الله چهانيا ني 30. محمدحسن فروزانفر 31. ابراهيم حكيمي 32. عيسي سروش 33. عباس مسعودي 34. عيسي صديق

[4677-11ع]
نمايندگان دوره چهارم مجلس سنا در محل تالار كتابخانه مجلس (4/2/1346) به ترتيب از پايين و از راست به چپ : باقر شاهرودي، محمدعلي علامه وحيدي، محسن رئيس، سعيد مالك، احمد متين دفتري، جعفر شريف امامي، حسن تقي‌زاده، محمود جم، محمد ساعد، رضا بوشهري، عيسي صديق، علي‌اكبر سيف‌افشار، علي دشتي، شمس‌الملوك مصاحب، مرتضي يزدان‌پناه، مهرانگيز منوچهريان، محمد عباسي، جواد آشتياني، عماد تربتي، محمدعلي بوذري، محمد سعيدي، مهدي نمازي، علي اشرف‌احمدي، ايرج مطبوعي، مصطفي‌قلي رام، عليقلي هدايت، امان‌الله جهانباني، محمد ساعد، محمد حجازي، ابراهيم نبيل سميعي، محسن حجازي، رضا جعفري، پرويز يارافشار، شكرالله صفوي، عباس مسعودي، علي اميرحكمت، محمود ميرجلالي، حسن بقائي، رستم گيو، حسن اكبر، فتح‌الله فرود، يحيي عدل، پرويز كاظمي، جمشيد اعلم، محمود جليلي، كريم ورهرام، غلامعلي رعدي آذرخشي، عباس نفيسي، جهانشاه صمصام بختياري، محمدعلي ممتاز، مصطفي تجدد

[1415-1ع]
افراد شركت‌كننده در مراسم افتتاح مدرسه امين‌الدوله 1. عبدالحسين شيباني 2. عبدالله معظمي 3. منوچهر اقبال 4. محمد ساعدمراغه‌اي (نخست‌وزير) 5. اشرف فخرالدوله (مادر علي اميني) 6. حسن تقي‌زاده 7. صادق رضازاده شفق 8. هاشم ملك مدني 9. محمدابراهيم اميرتيمور كلالي 10. نادر آراسته 11. رضا حكمت 12. عبدالحميد زنگنه 13. جواد گنجه‌اي 14. عباسقلي گلشائيان 15. علي‌اصغر حكمت 16. احمد متين دفتري 17. جواد آشتياني 18. علي اميني 19. احمد مقبل 20. عباس نفيسي 21. علي وكيلي 22. محمود اميني 23. جواد عامري


[5385-11ع]
محمدرضا پهلوي در يك مراسم رسمي با حضور نخست‌وزير و رؤساي مجلسين سنا و شوراي ملي (1332) از راست: حاجعلي رزم‌آرا، محمدعلي وارسته. عبدالله معظمي، حسن تقي‌زاده، رجبعلي منصور، مهرداد پهلبد، محمدرضا پهلوي و احمدرضا پهلوي

[2788-11ع]
ثريا اسفندياري و همراهان در يك بازديد. از راست: محمدجعفر بهبهانيان، حسن تقي‌زاده، ثريا اسفندياري و اسدالله علم

[1350-11ع]
سيدحسن تقي‌زاده و اشرف پهلوي در مراسم افتتاح يكي از سينماهاي اسدالله رشيديان 1. اشرف پهلوي 2. اسدالله رشيديان 3. حسن تقي‌زاده


[960-11ع]
محمدرضا و فرح پهلوي در بازديد از دانشگاه تهران 1. محمدجعفر بهبهانيان 2. اسدالله علم 3. حسن تقي‌زاده 4. فرح پهلوي 5. محمدرضا پهلوي 6. منصور افخم ابراهيمي

[1484-4ع]

[491-11ع]
ديدار محمدرضا پهلوي و هيئت همراه وي با ملك سعود (پادشاه عربستان سعودي) در حاشيه يك ضيافت در اين كشور. از راست : منوچهر اقبال، حسن تقي‌زاده، ملك سعود (پادشاه عربستان سعودي)، محمدرضا پهلوي و محسن صدر


[2766-11ع]
سيدحسن تقي‌زاده در سفر حج

[389-118ص]
ملاقات رجال سالخورده با محمدرضا پهلوي. از راست: محمدرضا پهلوي، حسن تقي‌زاده، علي‌اصغر حكمت، عيسي صديق و علي‌اكبر سياسي

[15-۱۲۵ف]
حسن تقي‌زاده


[2944-11ع]
تقي‌زاده در جشن سالروز تولد خود در آخرين سال عمر (1348)

[4548-11ع]
تشييع جنازه سيدحسن تقي‌زاده در مقابل مسجد سپهسالار 1. عيسي صديق 2. علي اشرف‌احمدي 3. سعيد مالك 4. محسن رئيس 5. عبدالله رياضي 6. جعفر شريف امامي 7. فريدون جم 8. مرتضي يزدان‌پناه 9. محمد نخجوان

ريچارد نيكسون

ريچارد نيكسون (Richard Milhous Nixon) در 9 ژانويه 1913 در شهر ” يوربا لينداي“ كاليفرنيا (Yorba Linda) به دنيا آمد، پدرش فرانسيس آنتوني نيكسون در سال 1922 به همراه خانواده‌اش به شهر ” وي تير“ (Whittier) نقل مكان كرد. ريچارد نيكسون از زمان كودكي جهت گذران زندگي به پدرش كمك مي‌كرد و همزمان درس هم مي‌خواند. تحصيلاتش را در شهر ” وي‌تير “ گذراند و در سال 1934 از ” كالج وي‌تير“ فارغ‌التحصيل شد و با استفاده از بورس تحصيلي به دانشكده حقوق دوك (Duke University) راه يافت و پس از اتمام تحصيلات به شهر خودش بازگشت و به شغل وكالت مشغول شد. در سال 1940 با خانم ” تلما كاترين رايان“ كه او را ”پت“ مي‌ناميدند ازدواج كرد. يك سال بعد جهت انجام كار دولتي به واشنگتن دعوت شد و در سال 1942 به نيروي دريايي پيوست و تا پايان جنگ جهاني دوم در نقاط مختلف خدمت كرد و در سال 1946 از كاليفرنيا به سمت نماينده كنگره برگزيده شد. در 1950 وارد سناي امريكا شد، حدود سال 1953 معاون دوايت آيزنهاور رئيس‌جمهور آمريكا گرديد و تا سال 1968 در اين مقام باقي ماند. نيكسون در انتخابات سال 1960 از ”جان اف. كندي “ شكست خورد ولي در انتخابات رياست جمهوري 1968 دوباره از سوي حزب جمهوريخواه كانديدا شد و به كاخ سفيد راه يافت، در باب سياست خارجي امريكا در 25 ژوئيه 1969 نطقي ايراد كرد كه به ” دكترين نيكسون“ مشهور شد، كه پايان بخشيدن به جنگ ويتنام و عقب‌نشيني از مواضع خود يكي از اصول مهم سياست خارجي او به شمار مي‌رفت.


نيكسون سي و هفتمين رئيس‌جمهور امريكا علاوه بر مسئله ويتنام به موفقيتهاي مهم ديگري در سياست خارجي نائل شد ازجمله به برقراري رابطه با چين كمونيست، رفع تشنج در رابطه با شوروي و امضاي قرارداد محدود ساختن سلاحهاي استراتژيك مي‌توان اشاره نمود.


نيكسون در انتخابات سال 1972 نيز براي دومين بار به رياست جمهوري امريكا برگزيده شد ولي افشاي اقدامات غيرقانوني در جريان انتخابات و نصب دستگاههاي استراق سمع در محل كنوانسيون حزب دمكرات در ساختمان واترگيت كه به ” افتضاح واترگيت“ معروف شد او را به استعفا از مقام خويش (9 اوت 1974) وادار ساخت.


ريچارد نيكسون اولين رئيس‌جمهور امريكا بود كه مجبور به استعفا از مقام خودش شد، پس از او سي و هشتمين رئيس‌جمهور امريكا به نام جرالد فورد (معاون نيكسون) به رياست جمهوري انتخاب شد و پس از مدتي به موجب اختيارات خود نيكسون را مورد عفو قرار داد، نيكسون در سن 81 سالگي بر اثر سكته مغزي درگذشت.


هر يك از روساي جمهور امريكا در سياست خارجي خود به خصوص در خاورميانه به دنبال تهيه پايگاههاي دفاعي، نظامي، اقتصادي،... بودند، نيكسون سعي بر اين داشت كه ايران را با توجه به موقعيت استراتژيكي و منطقه‌اي به صورت ژاندارم منطقه دربياورد.


در اين برهه از زمان با توجه به نزديكي روابط ايران و امريكا در همه زمينه‌ها ريچارد نيكسون سفرهايي به ايران داشته است ازجمله سفر وي به عنوان معاون رئيس‌جمهور امريكا پس از كودتاي 28 مرداد 1332 كه با موجي از اعتراضات مردمي روبه رو شد و سفر بعدي وي مصادف با دوره دوم رياست جمهوري نامبرده بود، همچنين متقابلاً محمدرضا پهلوي و مقامات مملكتي سفرهايي به امريكا داشتند كه عكسهاي موردنظر در اين زمينه كه در آرشيو مؤسسه مطالعات معاصر موجود است بيانگر اين مسئله مي‌باشد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:

 

1. طلوعي، محمود. فرهنگ جامع سياسي. تهران، نشر علم، 1372.

2. ازغندي، عليرضا. روابط خارجي ايران. دولت دست‌نشانده (1357-1320). تهران، نشر قومس، 1376.

3. نيكسون، ريچارد ـ رهبران. تهران، شباويز، 1373.

4. لنچافسكي، جورج. رؤساي جمهور امريكا از ترومن تا ريگان. تهران، نشر البرز، 1373.

5. ايران و ايالات متحده. تهران، وزارت اطلاعات، خبرگزاري پارس، 1351.  



1854-4ع
ريچارد نيكسون و همسرش پاترشيا نيكسون

8-161ن
استقبال فضل‌الله زاهدي نخست‌وزير و همراهان از ريچارد نيكسون معاون رئيس‌جمهور امريكا و همسرش در فرودگاه مهرآباد، چند ماه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 1. عبدالله انتظام وزير خارجه 2. فضل‌الله زاهدي 3. ريچارد نيكسون 4. پاترشيا نيكسون 5. حسن تقي‌زاده 6. لوئي هندرسن 7. عطيه تقي‌زاده (همسر تقي‌زاده)

406-115ز
ريچارد نيكسون و فضل‌الله زاهدي


1950-11ع
ريچارد نيكسون و همسرش در يك مهماني به همراه نادر باتمانقليچ و فضل‌الله زاهدي

634-8
ريچارد نيكسون معاون رئيس‌جمهور امريكا در بازديد از مجلس شوراي ملي 1.عبدالحسين شيخ‌الملك اورنگ رئيس مجلس شوراي ملي 2. نيكسون 3. لوئي هندرسن 4. اللهيار صالح

4924-1ع
دوايت آيزنهاور رئيس‌جمهور امريكا، نيكسون معاون وي و اردشير زاهدي


3331-11ع
ريچارد نيكسون و عبدالله رياضي رئيس مجلس شوراي ملي در دهه 1350ش

2833-11ع
ريچارد نيكسون و جعفر شريف امامي رئيس مجلس سنا در سال 1351ش

68-11ع
نيكسون رئيس‌جمهور امريكا و محمدرضا پهلوي در محوطه كاخ سفيد در واشنگتن


70-11ع
محمدرضا پهلوي و فرح پهلوي در امريكا. از راست: پاترشيا نيكسون، فرح پهلوي، ريچارد نيكسون و محمدرضا پهلوي

95-11ع
ضيافت شام ريچارد نيكسون رئيس‌جمهور امريكا و همسرش به افتخار محمدرضا پهلوي در كاخ سفيد در سال 1348ش

92-11ع
محمدرضا پهلوي و هيئت همراه در سفر به امريكا. 1. نيكسون 2. محمدرضا پهلوي 3. محمدفاضل تهراني 4. اردشير زاهدي 5. هنري كيسينجر 6. اسدالله علم 7. اميرا صلان افشار


3300-11ع
ريچارد نيكسون و اردشير زاهدي وزير خارجه در محوطه كاخ سفيد

76-11ع
ريچارد نيكسون رئيس‌جمهور امريكا و محمدرضا پهلوي در كاخ سفيد در سال 1348ش. از راست: اميراصلان افشار، اردشير زاهدي، ريچارد نيكسون و محمدرضا پهلوي

580-121پ
مهماني محمدرضا پهلوي و فرح پهلوي به افتخار نيكسون و همسرش


1787-11ع
ريچارد نيكسون هنگام نثار تاج گل بر آرامگاه رضاشاه پهلوي در شهر ري : 1. محمودرضا پهلوي 2. اميراصلان افشار 3. ريچارد نيكسون 4. اسدالله علم 5. جعفر شفقت

2272-11ع
ارتشبد بهرام آريانا در ملاقات با ريچارد نيكسون در واشنگتن

ستارخان

ستارخان سردار ملي (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغي در منطقه قراجه داغ (ارسباران) به دنيا آمد. سوابق زندگي او در دوران كودكي و نوجواني تا درگيريهاي جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نيست. از اطلاعات جسته و گريخته‌اي كه از وي به دست آمده، درمي‌يابيم كه او با پدر خود در روستاهاي اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشي مشغول بوده است.


ستارخان پس از قتل برادرش اسماعيل به دست نيروهاي دولتي به همراه خانواده خود به تبريز مهاجرت كرد و در محله اميرخيز اقامت گزيد و از داش‌ها و لوطيهاي آن محله شد.


وي مدتي جزء سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عاليات سفر كرد، پس از چندي به تبريز بازگشت و به مباشري املاك محمدتقي صراف مشغول گرديد. سپس به توصيه رضاقلي خان سرتيپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمري) شد و حفاظت راه مرند و خوي به او محول گرديد. چندي بعد مورد توجه مظفرالدين ميرزا (وليعهد) قرار گرفت، ضمن دريافت لقب خاني، از تفنگداران وليعهد در تبريز محسوب گرديد. ستارخان بنابر عادت لوطي‌گري در يكي از درگيريهاي خود با مأمورين محمدعلي ميرزا (وليعهد) در تبريز، مورد تعقيب قرار گرفت، از شهر گريخت و مدتي به راهزني پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدين محل به شهر بازگشت و دلالي اسب را پيشه خود كرد.


در سال 1325ق انجمن ايالتي آذربايجان به واسطه رشادتهاي ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطاء نمود.


با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدين و آزاديخواهان آذربايجاني و قفقازي به فرماندهي ستارخان و باقرخان به حمايت از مشروطيت قيام نمودند و در مقابل قواي 35 تا 40 هزار نفري اعزامي از مركز و خوانين محلي به فرماندهي عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله كه براي سركوبي قيام تبريز اعزام شده بودند به شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبريز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتي محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگيري به عمل آمد. زندگي بر مردم بسيار سخت و طاقت‌ فرسا گرديد. نهايتاً با وساطت قنسولهاي روس و انگليس و موافقت دولتهاي طرفين عده‌اي از قواي روسيه به تبريز وارد شدند و راه جلفا را براي ورود آذوقه باز كردند. در نتيجه محاصره شهر به پايان رسيد و سربازان دولتي و خوانين محلي مخالف مشروطيت از اطراف تبريز دور شدند. بدين ترتيب نقشي كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبريز داشتند به پايان رسيد.


با حضور سربازان روسي در تبريز موقعيت براي ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك گرديد. آنها به اتفاق جمعي ديگر از سران آزاديخواه به قنسولگري عثماني پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آيت‌الله محمدكاظم خراساني به همراه جمعي از مجاهدين در روز هشتم ربيع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شاياني از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شوراي ملي مورد تجليل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌اي طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا گرديد و براي هر كدام ماهيانه مبلغ هزار تومان مقرري از طرف مجلس تعيين شد و در پارك اتابك (محل فعلي سفارت شوروي) اسكان يافتند.


در جريان ترور آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني دولت مشروطه تصميم به خلع سلاح گروههاي مسلح گرفت، ستارخان با اين امر مخالفت نمود و با قواي دولتي به جنگ پرداخت در اين جنگ پاي او تير خورد و تسليم شد و 30 تن از نيروهاي وي كشته و 300 تن اسير شدند.


وي چهار سال پس از اين واقعه در تاريخ 28 ذي الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطي در جوار حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.




------------------------------------
منابع و مأخذ:


1. رئيس‌نيا، رحيم؛ ناهيد، عبدالحسين. دو مبارز جنبش مشروطه. تهران، آگاه، بي تا.

2. بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران. تهران، زوار، 1347، ج 2.

3. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران، اميركبير، 1364، ج 5.

4. اطلاعات عمومي جاويدان (تاريخ معاصر). مترجم فريدون سبحاني. تهران، دنياي دانش، 1376.

 



3903-4ع
ستارخان سردار ملي

4345-4ع
سلطان ستاري، دختر ستارخان

4843-4ع
گروهي از مجاهدين مسلح مشروطه‌خواه محله ليل‌آباد تبريز


3063-4ع
۱. ستارخان، و عده‌اي از مجاهدين مسلح تبريز

4-8ع
1. ستارخان 2. باقرخان، و عده اي از مجاهدين مسلح مشروطه خواه در تبريز

4365-7ع
1. ستارخان 2. باقرخان، و جمعي از مجاهدين مشروطه خواه در تبريز


1486-124ط

4842-4ع
ضرغام (از خوانين منطقه آذربايجان) و افراد تحت فرمان وي به هنگام محاصره شهر تبريز در دوره مشروطه

4844-4ع
شكراله خان شجاع نظام و عده‌اي از خوانين آذربايجان طرفدار محمدعلي شاه


3478-1ع
باسكرويل (معلم آمريكايي مدرسه جمهوريان پروتستانت) از طرفداران و كشته‌شدگان انقلاب مشروطه در تبريز

4378-7
ستارخان و فرزند خردسال وي يدالله ستاري
"وقتي پاختيانوف، كنسول روس به ستارخان پيشنهاد كرد كه بيرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نويدِ سمت قراسوراني آذربايجان را به او داد: ستار جمله اي گفت كه در تاريخ ماند: « ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نرم»."

4634-1ع
ستارخان و باقرخان به هنگام اقامت در عمارت وزير مخصوص در تهران


3803-1ع
ورود ستارخان و باقرخان به تهران از دروازه گمرك

ميرزا علي‌اصغرخان امين‌السلطان

ميرزا علي‌اصغرخان امين‌السلطان از مشاهير و وزراي عهد قاجاريه در سال 1275ق در تهران متولد شد. پدرش ميرزا ابراهيم آقا امين‌السلطان از رجال دوره ناصري مقام وزارت داخله و دربار را به عهده داشت. وي تحصيلات خود را در زمينه‌هاي ادبيات فارسي و علوم مختلف نزد معلمين خصوصي فراگرفت و در نظم و نثر صاحب نظر گرديد. در سال 1288ق در زمان حيات پدرش، ملقب به ” صاحب جمع“ بود و سپس ملقب به ” امين‌الملك“ شد و پس از فوت پدر، مشاغل و مناصب او را عهده‌دار گرديد. در سال 1300ق با سمت وزيراعظم كارهاي وزارت دربار و داخله به او محول شد و از آن پس ملقب به ”امين‌السلطان“ شد. امين‌السلطان جوان هنگام صدارت ميرزا يوسف مستوفي‌الممالك كارهاي صدارت را نيز در دست داشت و پس از فوت نامبرده، امين‌السلطان صدراعظم ناصرالدين شاه شد و تمام امور سياسي و اداره كشور را در دست گرفت. در سال 1306ق امين‌السلطان مقدمات سفر سوم ناصرالدين شاه به اروپا را فراهم ساخت و وي را همراهي كرد و در اين سفر بود كه امين‌السلطان در اعطاي ” امتياز انحصار توتون و تنباكوي ايران“ به ماژور تالبوت نقش مهمي را ايفا كرد، هر چند اجراي اين امتياز با مخالفت علما و مردم روبه رو گرديد و ملغي شد. امين‌السلطان در مدت وزيراعظميش در دوره ناصري غير از امتياز انحصار دخانيات ايران، امتيازات متعددي به بيگانگان داد از جمله: ” قرارداد لاتاري“، ” امتياز كشتيراني در رود كارون“، ” تأسيس بانك شاهي“ و ” استخراج معادن“ را به انگليس داد كه تفصيل اين امتيازات در اين مجمل نمي‌گنجد.


امين‌السلطان تا سال 1313ق كه واقعه قتل ناصرالدين شاه در حرم شاهزاده عبدالعظيم اتفاق افتاد، صدراعظم ناصرالدين شاه بود، نامبرده مرگ شاه را با ترفند خاصي تا جلوس مظفرالدين ميرزا وليعهد به تخت سلطنت مخفي نگاه داشت. در دوره مظفرالدين شاه تا سال 1314ق در مقام صدارت باقي ماند. ولي بر اثر دسايس درباريان و اطرافيان شاه معزول و به قم تبعيد شد و به جاي او امين‌الدوله صدراعظم گرديد. در سال 1317ق با توجه به مشكلات اقتصادي ايران مظفرالدين شاه عزم سفر به اروپا نمود. چون امين‌الدوله مقدمات سفرش را مهيا نكرد او را از صدارت عزل و تبعيد كرد و امين‌السلطان را از قم به تهران فراخواند و او با عنوان ”اتابك اعظم“ صدراعظم ايران شد و تا آخر سال 1321ق در اين سمت باقي ماند. اتابك اعظم به منظور تأمين خواسته شاه جهت سفر به اروپا دست به دامن بانك استقراضي روس شد و از بانك مزبور مبلغ 5/22 ميليون منات طلا با بهره 5% تقاضاي وام نمود. ضمانت پرداخت اين وام منوط به ”عوايد گمركي ايران به استثناي گمركات فارس و بنادر جنوب “ بود. با واگذاري اين وام عملاً شريان اقتصادي كشور تحت كنترل روس قرار گرفت و موجب اعتراض بازرگانان ايراني قرار گرفت و بعدها اين امر يكي از زمينه‌هاي انقلاب مشروطه را فراهم ساخت.


هنوز مدت زيادي نگذشته بود كه در سال 1320ق شاه بار ديگر به بهانه بيماري خويش سفر خود را به اروپا آغاز نمود. اين بار هم اتابك اعظم براي تأمين هزينه سفر شاه از بانك استقراضي روس مبلغ ده ميليون منات طلا وام گرفت و ”امتياز راه‌آهن جلفا به قزوين“ را به روس واگذار كرد. مظفرالدين شاه پس از بازگشت از سفر دوم با حركتهايي بر ضد اتابك رو به رو شد، و عواملي چون افلاس مالي كشور، عدم پرداخت حقوق كاركنان دولت، وامخواهي از بانك استقراضي روس و اعطاي امتيازات گوناگون به بيگانگان باعث شد اتابك اعظم از مسند قدرت بركنار شود و به جاي او عين‌الدوله به صدارت منصوب شد. در اين برهه از زمان اتابك اعظم به بهانه سفر حج از كشور خارج شد و به سفر دور دنيا پرداخت و پس از ديدار از كشورهاي مختلف جهت اداي مراسم حج عازم عربستان شد و دوباره به اروپا بازگشت و تا سال 1325ق در اروپا زيست. تا اينكه پس از مرگ مظفرالدين شاه فرزندش محمدعلي ميرزا قاجار به تخت سلطنت جلوس نمود. با اصرار محمدعلي شاه، اتابك اعظم به ايران فراخوانده شد و به مقام نخست‌وزيري منصوب گرديد. حدود چهار ماه نخست‌وزير و وزير كشور بود تا در روز 21 رجب 1325ق در حالي كه با سيد عبدالله بهبهاني از مجلس خارج مي‌شد در صحن بهارستان با ضرب گلوله عباس آقا صراف تبريزي به قتل رسيد و ضارب هم پس از دستگيري اقدام به خودكشي كرد. جنازه اتابك به قم حمل و در مقبره اختصاصي خويش به خاك سپرده شد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مأخذ:


1. مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، تهران، كتابفروشي زوار، 1347. ج 2.

2. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار، 1380. ج 1.

3. ابراهيم صفايي، رهبران مشروطه : اتابك. [بي جا، بي نا، 1345].

4. محمدحسن بن علي اعتمادالسلطنه، صدرالتواريخ، تهران، وحيد، 1349.

 

 



[4577-4]
محمدابراهيم امين‌السلطان، پدر ميرزا علي‌اصغر اتابك

[2684-4]
علي‌اصغرخان امين‌السلطان

[2677-4]
علي‌اصغرخان امين‌السلطان صدراعظم


[1170-1]
عبدالله و محسن اتابكي فرزندان اتابك اعظم به همراه يوانيچ معلم روسي ايشان

[5587-1]
اسماعيل امين‌الملك، برادر اتابك اعظم

[480-1]
محمدقاسم وكيل‌السلطنه (برادر اتابك) به همراه عده‌اي از سران و خوانين بختياري ايستاده از راست: عليقلي سرداراسعد، محمدحسين سپهدار، خسرو ايلخان ظفربختيار، سردار اشجع و سردار محتشم. نشسته از راست: رضاقلي ايل بيگي (بختياري)، حسينقلي ايلخاني بختياري، محمدقاسم وكيل‌السلطنه و اسفنديارخان بختيار.


[2550-1] ناصرالدين شاه و عده‌اي از رجال و درباريان 1. نصرت‌الدين ميرزا سالارالسلطنه 2. عبدالوهاب خان نظام‌الملك 3. ابوالحسن فخرالملك 4. كامران ميرزا نايب‌السلطنه 5. ناصرالدين شاه قاجار 6. اكبر سردار ناصر (سيف‌السلطان) 7. علي‌اصغر امين‌السلطان 8. مهديقلي مجدالدوله 9. فضل‌الله بشيرالملك

[2682-4]

[1949-1]
علي‌اصغر اتابك اعظم، صدراعظم مظفرالدين شاه قاجار


[2464-1]
مظفرالدين شاه قاجار و علي‌‎اصغر اتابك اعظم

[1178-1]
علي‌‎اصغر امين‎السلطان صدراعظم مظفرالدين شاه پس از خلع از صدارت، هنگام تبعيد در قم

[1188-1-1]
علي‌‎اصغر اتابك اعظم و هيئت همراه مظفرالدين شاه در يك ضيافت در روسيه 1. محمود حكيم‎الملك 2. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 3. علي ظهيرالدوله 4. نظام‎الدين مهندس‎الممالك غفاري


[2500-1]
مظفرالدين شاه قاجار در سفر به اروپا، در روسيه 1. مظفرالدين شاه 2. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 3. محمود حكيم‎الملك 4. نيكلاي دوم امپراتور روسيه 5. ابوالقاسم ناصرالملك

[2457-1]
مظفرالدين شاه و همراهان در سفر دوم به اروپا در كنتركسويل در فرانسه 1. ابوالقاسم ناصرالملك 2. حسن پيرنيا (مشيرالملك) 3. محمود حكيم‎الملك 4. نظرآقا يمين‎السلطنه 5. مظفرالدين شاه قاجار 6. ملكم خان ناظم‎الدوله 7. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 8. محمود ديبا 9. حسين پاشا اميربهادر جنگ

[326-1]
علي‌‎اصغر اتابك اعظم و هيئت همراه مظفرالدين شاه در بازگشت از سفر دوم اروپا، هنگام توقف در بادكوبه در سال 1320ق 1. اكبر سردارناصر (سيف‎السلطان) 2. حسن پيرنيا 3. محمود حكيم‎الملك 4. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 5. فضل‎الله وكيل‎الملك 6. خليل ثقفي (اعلم‎الدوله)


[5989-1]
علي‌‎اصغر اتابك اعظم پس از عزل از مقام صدارت در سفر به تركيه 1. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 2. رضا ارفع 3. مهديقلي هدايت

[1521-1]
علي‌‎اصغر اتابك اعظم در سفر دور دنيا، در ژاپن 1. احمد اتابكي (فرزند اتابك اعظم) 2. علي‌‎اصغر اتابك اعظم 3. مهديقلي هدايت (مخبرالسلطنه)

[1192-1]
علي‌‎اصغر اتابك اعظم در سفر دور دنيا، در بيت‎المقدس 1. علي‎اصغر اتابك اعظم 2. مهديقلي هدايت


[2693-4]
علي‎اصغر اتابك اعظم با لباس احرام در سفر حج 1. اتابك اعظم 2. مهديقلي هدايت

[1301-1]
عباس آقا حاجي محمدزاده تبريزي، قاتل اتابك اعظم

[4530-1]
نماي شمالي منزل اتابك اعظم، در پارك اتابك


[252-6]
نماي بيروني خانه اتابك اعظم (محل فعلي سفارت روس)

سخنان ارزشمند و فوق العاده زیبا از کورش کبیر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org دستانی که با اخلاص کمک می کنند پاک تر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است


گروه اینترنتی پرشین استار |  www.Persian-Star.org وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است که نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

گروه اینترنتی  پرشین استار  |     www.Persian-Star.org اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org دشوارترین قدم، همان قدم اول است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org من یاور یقین و عدالتم، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org خداوند کشورم را از دشمن خشکسالی و دروغ محفوظ دارد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مسعود ميرزا ظل السلطان

از شاهزادگان دوره  قاجاريه، مسعود ميرزا ظل السلطان، پسر ارشد ناصرالدين شاه، از نظر تمول و ثروت و طول مدت حکمراني و قدرت، يکي از رجال شاخص و منحصر به فردي است که با هيچ يک از اقوام خود قابل مقايسه نیست. وي در طول مدت عمر خود، سي و چهار سال متوالي حاکم اصفهان و قريب چهل و پنج سال متناوب حاکم مازندران و اصفهان و فارس و مدتي نيز فرمانرواي مطلق العنان هفده شهر ايران بوده است.

 

مسعود ميرزا ظل السلطان در روز بيستم صفر سال 1266ه.ق از بطن عفت السلطنه بدنيا آمد. او سه سال از مظفرالدين شاه بزرگتر بود ولي چون عفت السلطنه از دودمان شاهان قاجار و از زنهاي عقدي ناصرالدين شاه نبود، ظل السلطان به وليعهدي انتخاب نشد. حسرت ولايتعهدي، از اوان کودکي حسادت برادرش مظفرالدين ميرزا را در جانش بر انگيخت و تا پايان عمر، آرزوي مالکيت و پادشاهي يک دم از مخيله اش دور نشد.

 

ظل السلطان در سال 1278ه در حالي که سيزده سال بيشتر نداشت، به حکومت مازندران و ترکمن صحرا و سمنان و دامغان منصوب گرديد و چهار سال در اين سمت باقي ماند.

 

پس از پايان دوره حکمراني اش در مازندران، به تهران احضار شد و پس از ورود به پايتخت با همدم الملوک (دختر امير کبير) که بعدها به همدم السلطنه ملقب گرديد ازدواج کرد و پس از برگزاري مراسم عقد ازدواج به فرمانروايي فارس انتخاب شد. در سال 1921 به اصفهان مي رود و اين مرتبه دوره حکمراني او تا سال 1325 يعني سي و پنج سال متوالي ادامه پيدا مي کند. از همان اوان شباب و عنفوان جواني راه استفاده و يا به اصطلاح آن ايام، دخل و مداخل را خوب مي دانست و به جمع آوري نقدينه و جواهر و املاک عشق و علاقه مفرطي داشت و روز به روز بر دامنه سلطه و چنگ اندازي بر املاک حومه اصفهان مي افزود.

 

پارک مسعوديه تهران، باغ نو، باغ حاجي آباد، باغ ابريشم، باغ اکبرآباد، شکارگاه و عمارت قمشلو و ابنيه قهدزيجان و کوجان اصفهان، ميل وافر شاهزاده قاجار را به ملک و دارايي نشان مي دهد. آنچه مسلم است اين است که رعايت حال رعيت و رضايت فروشندگان املاک اهميت چنداني براي او نداشت.

 

دوران حکومت ظل السلطان در اصفهان، به قلع و قمع مخالفان و سرکوب شورشهاي محلي و داخلي و يا افزون بر داراييهاي کلان، از طريق دست اندازي بر اموال مردم مي گذشت و از آنجا که مملکت داري جايي در ذهنيت قاجار نداشت، اغلب اوقات را به شکار و بلوک گردي و خوشگذراني سپري مي کرد. با اين حال، نبايد از نظر دور داشت که تشکيل قشون منظم، تأسيس روزنامه فرهنگ، افتتاح مدرسه همايوني به سبک جديد و اکل دو ميليتر (Ecole de Militaire) يا مدرسه نظامي براي تعليم داوطلبان قشون، از جمله اقدامات ظل السلطان در اصفهان است.



ظل السلطان

ظل السلطان

شجره نامه تصويري ظل السلطان و كليه فرزندان ذكورش كه در سال 1324 ه.ق توسط عبدالحسين نايب الصدر تهيه شده است.


ظل السلطان ، بهرام ميرزا پسرش و يكي از پيشكاران درباري – قمشلو – 1319 ه . ق

ظل السلطان و صاحب منصبان فوج جلالي اصفهان

عمليات ژيمناستيك سربازان فوج جلالي در سربازخانه چاله حوض اصفهان


ظل السلطان

خواجه باشي ظل السلطان

سوغاتي هاي ظل السلطان از فرنگ


دواجات و اسباب قابلگي ، سوغاتي هاي ظل السلطان از فرنگ

شورشيان سركوب شده كرمانشاه ، جوانمير از طايفه چلبي

كلفتهاي عيال حاجي ياقوت – قمشلو – 1318 ه . ق


جمعي از اهالي نجف آباد اصفهان

مطربها – 1318 ه . ق

عباس پشمي لوطي و نوكرش – 1318 ه . ق


ميرزا طغرل خان شاعر ظل السلطان – قمشلو – 1318 ه . ق

لياخوف

پالكونيك (سرهنگ) لياخوف افسر ارتش روسيه از طرف دربار تزار به ايران اعزام گرديد و در زمان سلطنت محمدعلي شاه فرماندهي بريگاد مركزي قواي قزاق را عهده‌دار شد. لياخوف در مقابل وزير جنگ و هيچ يك از مقامات وقت ايران براي خود مسئوليتي قائل نبود و مستقيماً از پطرزبورگ كسب تكليف مي‌كرد. وي در 22 جمادي‌الاولي سال 1326ق از طرف محمدعلي شاه به سمت فرماندار نظامي تهران منصوب شد و در 23 جمادي‌الاولي به دستور شاه و توصيه «سرگي شابشال» روسي كه در خدمت محمدعلي شاه بود و «گارتويك» وزيرمختار روسيه در ايران، مجلس شوراي ملي را به توپ بست. بر اثر اين واقعه جمعي از نمايندگان مجلس را متفرق ساخت و عده‌اي را كشت و قواي قزاق وارد مجلس شدند و دست به تخريب و غارت زدند و لياخوف از طرف محمدعلي شاه مورد قدرداني قرار گرفت.

 

لياخوف تا روز اول رجب سال 1327ق در خدمت محمدعلي شاه بود، ولي پس از فتح تهران توسط مجاهدان، تسليم اردوي مشروطه‌خواهان شد و از طرف عليقلي خان سردار اسعد و محمدولي خان سپهسالار تنكابني فاتحان مشروطه‌خواه تهران، تحت حفاظت يوسف خان اميرمجاهد قرار گرفت تا مورد حمله مشروطه‌خواهان واقع نشود. لياخوف، سوم رجب سال 1327ق استعفاي خود را تسليم سپهسالار وزير جنگ كرد و به پطرزبورگ رفت. در سال 1917 ميلادي (1326ق) كه انقلاب روسيه پديد آمد به ژنرال «نيكين» پيوست و چون تزار سقوط كرد به «باتوم» 1 گريخت و در آنجا توسط سه تن گرجي كشته شد. 2

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. باتوم شهري در اتحاد جماهير شوروي (گرجستان).

2. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران، اميركبير، 1364. ج 6.

 



[757-41]
پالكونيك لياخوف فرمانده مركزي قواي قزاق به اتفاق وزيرمختار روسيه در ايران و همسر وي 1- هارتويك (وزيرمختار روسيه در ايران) 2- همسر هارتويك 3- لياخوف ‍‍‍

[2439-41]
محمدعلي شاه قاجار در جمع عده اي از شاهزادگان و مقامات مملكتي 1- غلامعلي عزيزالسلطان 2- محمدعلي قوام الدوله 3-محمدولي خلعتبري 4- احمد ميرزا قاجار(وليعهد) 5- علي موثق الملك 6- لياخوف (پالكونيك) 7- محمدعلي شاه قاجار 8- حسين پاشا امير بهادر جنگ 9-حسنعلي ميرزا اعتضادالسلطنه 10-مسعود ميرزا ظل السلطان 11- بهرام ميرزا مسعود 12- مهدي كاشي 13-عبدالصمد ميرزا عزالدوله

[2438-41]
محمدعلي شاه و عده اي از درباريان و شاهزادگان هنگام اقامت در باغ شاه، چند روز قبل از بمباران مجلس 1-مصطفي حاجب الدوله 2- محمدعلي علاءالسلطنه 3-محمدعلي سردار افخمي 4- حسين پاشا اميربهادر جنگ 5-لياخوف (پالكونيك) 6-احمد ميرزا قاجار (وليعهد) 7-حسينقلي ميرزا نصرت السلطنه 8- محمدعلي شاه قاجار 9- شاهزاده مشدي(پسر كامران ميرزا ) 10- احمد مشيرالسلطنه 11- علي موثق الملك 12- ناصرالدوله ديبا 13- مهديقلي مجدالدوله 14- محمود علاءالملك 15-محمدولي آصف السلطنه


[585-48]
كارگران به هنگام تعمير عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران آن توسط لياخوف در ايام مشروطه

[586-48]
عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران توسط لياخوف در ايام مشروطه

[68-6ع]
پالكونيك لياخوف فرمانده بريگاد مركزي قواي قزاق به اتفاق چند تن از اتباع روسي و همسران ايشان در مهماني باغ مهرآباد معيرالممالك 1- لياخوف (پالكونيك)


[4839-4ع]
محمدحسن ميرزا (وليعهد) در ميان پالكونيك (سرهنگ) لياخوف فرمانده بريگاد مركزي قواي قزاق و جمعي از افسران قزاقخانه تهران 1- محمدحسن ميرزا (وليعهد) 2- لياخوف (پالكونيك)

[393-6ع]
محمدحسن ميرزا (وليعهد) به همراه لياخوف و جمعي از صاحب منصبان كشور و قزاقخانه، هنگام اقامت در باغ شاه تهران در ايام مشروطه 1- علي ارشدالدوله 2- لياخوف (پالكونيك) 3-محمدحسن ميرزا (وليعهد) 4- حسين پاشا اميربهادر جنگ 5- عبدالمجيد ميرزا فيروز 6- محمدولي آصف السلطنه 7- فيروز ميرزا فيروز 8- خسرو سردار ظفر

[2031-124ط]
گوشه اي از ساختمان تخريب شده مجلس شوراي ملي، پس از به توپ بستن آن در جريان انقلاب مشروطه


[4685-1ع]
سر در قديمي مجلس شوراي ملي

[4688-1ع]
تالار مذاكرات مجلس شوراي ملي

[6836-1ع]
كارگران به هنگام تعمير عمارت مجلس شوراي ملي، پس از به توپ بستن آن در ايام مشروطه


[808-124ط]
خروج نمايندگان يكي از ادوار اوليه مجلس شوراي ملي از درب قديمي آن

اشرف پهلوي

اشرف پهلوي در روز چهارم آبان ماه سال 1298 هجري شمسي در محله سنگلج تهران، پنج ساعت پس از تولد برادرش محمدرضا به دنيا آمد. پدرش رضاخان هنگام تولد او و برادرش هنوز در گمنامي به سر مي‌برد و در لشكر قزاق درجه سرهنگي داشت. مادرش تاج‌الملوك آيرملو يكي از مهاجران روسيه به شمار مي‌آمد، كه بعد از انقلاب بلشويكي همراه خانواده‌اش به آذربايجان ايران نقل مكان كرده بود.


اشرف پهلوي در سن هفده سالگي به عقد علي‌محمد قوام پسر ابراهيم خان قوام‌الملك شيرازي درآمد. ازدواج اشرف با علي قوام در فضايي آكنده از رنگ و بوي سياسي، بدون پيش‌زمينه‌هاي عاطفي و اخلاقي لازم براي پيوند زناشويي، به اشرف پهلوي تحميل شد. او از خاطره اين ازدواج به تلخي ياد كرده و مي‌گويد : « در حالي كه پيراهن سفيد به تن داشتم، در مراسم عروسي مشتركي كه براي من و شمس برپا شده بود، تن به ازدواج دادم. اما اگر پيراهن سياه پوشيده بودم، مناسب‌تر بود.» ازدواج اشرف پهلوي با علي‌محمد قوام بيش از شش سال دوام نياورد و در سال 1322 رسماً به طلاق انجاميد. حاصل اين ازدواج شهرام است كه نام خانوادگي پهلوي‌نيا را براي خود برگزيده است.

 
در پي سفر اشرف پهلوي به مصر وآشنايي او با احمد شفيق، مقدمات ازدواج آنها فراهم آمد. احمد شفيق يك تاجر مصري بود. او پسر شفيق پاشا رئيس دفتر خديو عباس حلمي بود، كه بعد از انتخاب ملك فؤاد به سلطنت، از مصر تبعيد و مقيم اروپا شد. ازدواج اشرف پهلوي با احمد شفيق در سال 1322 صورت گرفت. اما اين ازدواج نيز از آسيب زوال در امان نماند و آنها در سال 1329، يعني نه سال پيش از طلاق رسمي با توافق دوجانبه از هم جدا شدند. احمد شفيق در سال 1355 بر اثر بيماري سرطان درگذشت و فرزندان او شهريار و آزاده، نام خانوادگي شفيق را برگزيدند.


سومين شوهر اشرف پهلوي، مهدي بوشهري است. پدرش جواد بوشهري از خانواده‌هاي با نفوذ بوشهر به شمار مي‌آمد. مهدي بوشهري سفير سيار و رئيس هيئت مديره فستيوال‌هاي هنري بود. وي در اواخر عمر رژيم محمدرضا پهلوي، سازمان گسترش سينمايي را تأسيس كرد و چند فيلم سينمايي مشترك با شركت هنرپيشگان معروف جهان، در ايران تهيه كرد.


در دوران سلطنت پهلوي هيچ زني به اندازه اشرف در سياست داخلي و خارجي نقش‌آفرين نبود. او نقش اصلي را در كودتاي 28 مرداد 1332 بازي كرد. وي در سياستهاي بين‌‌المللي ايران هم دخالت داشت. به مسافرتهاي خارجي متعددي مي‌رفت و از طرف برادرش، مذاكراتي را با دولتهاي متخاصم ايران انجام مي‌داد. براي نمونه، اشرف در سالهاي بعد يكي از چهره‌هاي مهم در برقراري رابطه ايران با جمهوري خلق چين بود. او همچنين از سالهاي دهه 1950 يكي از اعضاي اصلي هيئت نمايندگي ايران در سازمان ملل محسوب مي‌شد.


يكي از نخستين نقشه‌هاي او اين بود كه با استفاده از مطبوعات بتواند پايگاهي سياسي براي محمدرضا پهلوي تدارك ببيند و براي اين منظور با يافتن يك سردبير مشتاق و با كمك مالي دربار، روزنامه اطلاعات را ارگان دربار ساخت.


اشرف پهلوي در رأس هرم تصميم‌گيري‌هاي سياسي در كشور قرار داشت و در زندگي خصوصي برادرش دخالت مي‌كرد و تا آنجا پيش مي‌رفت كه ميان شاه و ملكه‌اش آتش نفاق مي‌انداخت و همچنين در مورد تصميم‌گيريها خط اصلي را مي‌داد و عقيده‌اش را به برادرش تحميل مي‌كرد و قدرتش به حدّي بود كه محمدرضا پهلوي نمي‌توانست در مقابل وي مقاومت كند.
1


روزگاري به اشرف «اردك سياه رضاشاه» مي‌گفتند. اما بعدها يكي از روزنامه‌نويسان فرانسوي به او لقب « پلنگ سياه» داده بود. لقبي كه از شنيدنش خرسند مي‌شد. اشرف در خاطرات خود اعتراف كرده است كه از اين عنوان خوشش آمده و آن را متناسب با خلقيات خود مي‌داند. ” البرتو بليجي“ يكي از روزنامه‌نگاراني كه شرحي درباره زندگي اشرف نوشته، به وي لقب «ام‌الفساد» داده است. اين لقب خشم اشرف را به دنبال داشت و به نظر وي از او جز يك بيمار جنسي با تمايلات ساديسمي، هيچ نكته مثبت ديگري ترسيم نشده است.
2

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


1. پهلوي، اشرف. چهره‌هايي در آيينه (متن كامل خاطرات اشرف پهلوي). تهران، اميرمستعان، 1380.

2. جمشيدي لاريجاني، اسمعيل. دوقلوي ميرپنج. تهران، مهارت، 1376.

 



4720-4
اشرف پهلوي

62-144ق
از راست: اشرف، شمس، رضاخان سردار سپه و محمدرضا پهلوي (1301)

1933-1ع
رضاشاه و اشرف پهلوي در ايام تبعيد در ژوهانسبورگ


1364-11ع
اشرف پهلوي

1044-11ع
محمدرضا و اشرف پهلوي

1361-11ع
اشرف پهلوي به همراه سگ دست‌آموز خود، در محوطه يكي از كاخهاي سلطنتي


1360-11ع
اشرف پهلوي و علي‌محمد قوام در روز ازدواج

63-554الف
اشرف پهلوي در سفر به مصر، در ميان اعضاي خانواده سلطنتي اين كشور 1. اشرف پهلوي 2. ملك فاروق (پادشاه مصر) 3. فائزه (خواهر فوزيه) 4. فوزيه (همسر اول محمدرضا پهلوي)

2071-11ع
اشرف پهلوي و همسر دومش احمد شفيق


1352- 11ع
اشرف پهلوي به اتفاق احمد قوام نخست‌وزير و برخي از اعضاي كابينه وي، هنگام شركت در يك مراسم 1. اشرف پهلوي 2. احمد قوام 3. منوچهر اقبال 4. شمس‌الدين اميرعلائي 5. احمد اميراحمدي 6. رقيه قراگزلو (همسر ناصرالملك) 7. فضل‌الله زاهدي 8. سهام‌الدين غفاري (ذكاءالدوله) 9. محمدعلي همايون جاه

1346- 11ع
علي‌اصغر حكمت در حال گرفتن فال اشرف پهلوي بر سر آرامگاه حافظ (1327) 1. احمد شفيق 2. اشرف پهلوي 3. علي‌اصغر حكمت

104-554الف
اشرف پهلوي و مهدي بوشهري همسر سوم وي در حال بازديد از تخت جمشيد 1. اشرف پهلوي 2. مهدي بوشهري 3. جواد آشتياني 4. فريدون توللي (شاعر) 5. كريم ورهرام


179-554الف
اشرف پهلوي در سفر به چين در كنار چوئن لاي نخست‌وزير اين كشور

1355-11ع
اشرف پهلوي در سفر به شوروي و ملاقات با لئونيد برژنف صدر هيئت رئيسه اين كشور 1. طهمورث آدميت (سفير ايران در شوروي) 2. اشرف پهلوي 3. لئونيد برژنف 4. علي ايزدي

162-11ع
محمدرضا و فرح پهلوي به اتفاق ملكه انگلستان و همسرش در ضيافت رسمي سفارت انگليس در تهران از راست: پرنس فيليپ (همسر ملكه انگلستان)، اشرف پهلوي، مهرداد پهلبد، محمدرضا پهلوي، اليزابت دوم (ملكه انگلستان) و فرح پهلوي


92-554الف
اشرف پهلوي در سفر به شوروي، در جريان ديدار با نيكيتا خروشچف نخست‌وزير اين كشور 1. شهريار شفيق 2. نيكيتا خروشچف 3. اشرف پهلوي 4. مهدي بوشهري 5. طهمورث آدميت

1403-11ع
ملاقات اشرف پهلوي با كورت والدهايم دبيركل سازمان ملل متحد

1401-11ع
اشرف پهلوي در سفر به اوگاندا و ملاقات با ايدي امين رئيس‌جمهور اين كشور


209-554الف
يول براينر هنرپيشه آمريكايي در حاشيه بازي در يك فيلم سينمايي در اصفهان، در كنار اشرف و شهناز پهلوي 1. ابراهيم پارسا (استاندار اصفهان) 2. جواد مسعودي 3. يول براينر 4. علي ايزدي 5. ليلي جهان‌آرا (اميرارجمند) 6. اشرف پهلوي 7. نصرت‌الله كاسمي 8. شهناز پهلوي 9. شهريار شفيق (پسر اشرف پهلوي)

5737-11ع
اشرف پهلوي رئيس و ساير اعضاي هيئت امناي سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي در ملاقات با محمدرضا پهلوي 1. عبدالله رياضي 2. جعفر شريف‌امامي 3. جمشيد آموزگار 4. اشرف پهلوي 5. منوچهر اقبال 6. محمدرضا پهلوي 7. علينقي عاليخاني 8. هادي هدايتي 9. منوچهر شاهقلي 10. جواد آشتياني 11. محمدصفي اصفياء 12. مصطفي مصباح‌زاده 13. يوسف خوش‌كيش 14. نصرت‌الله كاسمي 15. طاهر ضيائي

28-554الف
اشرف پهلوي و اسدالله علم


63-554الف
كريم پاشا بهادري (رئيس دفتر فرح پهلوي)

1391-11ع
اشرف پهلوي در مسند رياست كنفرانس حقوق بشر در تهران

1392-11ع
اشرف پهلوي در حال دادن ”جام نيكوكاري“ به محمود لاجوردي


19-554 الف
اشرف پهلوي

محرم از نگاه تصوير

اَلسَّلامُ عَلَيْکَ وَ عَلَی الملائِکَةِ المُضاجِعين.

 

سلام بر تو و بر فرشتگان سر بر آستان نهاده ات (زیارت ناحیه مقدسه)

 

اگر به تأخیر انداخته مرا روزگاران، و بازداشت مرا از یاری تو تقدیر الهی و نبودم تا بجنگم با کسانی که با تو جنگیدند و با آنان که با تو به دشمنی برخاستند، به دشمنی بر خیزم، [در عوض] بر تو زاری می کنم صبح و شام، و از دیده روان می سازم برای تو خون به جای اشک روان به عنوان حسرت بر تو و به عنوان تأسف بر آنچه که بر تو وارد شد و به عنوان سوز دل تا اینکه بمیرم به مصیبت جانفرسا و غصه جانکاه تو [یا ابا عبدالله]

 

(حضرت ولی عصر (عج) – زیارت ناحیه مقدسه)

 

کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم

کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتم ات

کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا

کاش بودم خاک و می دادی بها بر من که من

کاش می بودم سپر تا در هجوم تیغ مست

کاش بودم قطره آبی و از روی وفا

کاش بودم در شب شام غریبان تا که من

چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم

تا که زینت بخش بزم سوگوارت می شدم

بر کف دل بیقراری بی قرارت می شدم

خاک پای ذوالجناح راهوارت می شدم

مانع شمشیر خصم نابکارت می شدم

شبنم لبهای خشک شیر خوارت می شدم

پاسدار خیمه بی پاسدارت می شدم

 

***

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 

هر ساله با فرا رسیدن ماه محرم شوری جانسوز وجود شیعیان اهل بیت (ع) و شیفتگان عدالت و آزادگی را می گدازد. چرا که کربلا حدیث شوریدگی و عاشقی و یاد قهرمانانش الهامبخش مبارزه بر علیه ظلم و ظالمان در همیشه تاریخ است.

 

پیشینه این گداختگی و سوز و گداز به سالها قبل از وقوع حادثه عاشورا بر می گردد. سالها قبل از شهادت مظلومانه سالار شهیدان به همراه خاندان و اصحابش، پیامبر اکرم (ص) در حالی که حسین (ع) را بر زانوی مبارک خود نشانده بودند فرمودند: «اِنَّ لِقَتُلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فی قلوب الْمُؤمِنینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً – برای شهادت حسین حرارتی در دلهای مؤمنین است که هرگز به سردی نمی گراید».1 پیامبر (ص) خود مدام بر پاره تن خویش می گریست. آورده اند که رَحْمَةٌ لِلْعالَمین و رسول امین که هیچ توقعی از امت خود به جز دوستی اهل بیتش نداشت، هرگاه حسین (ع) را می دید و یا به یاد می آورد گریه بر او غالب می شد و گاهی نیز اشک ریزان بر گلوی او بوسه می زد.2 آن صاحب خُلق عظیم در شب معراج وقتی به کربلا رسید شهادت حسین و یارانش را دید.3 و پس از آن تا پایان عمر از یادآوری آن صحنه ها می گریست.4 و او در این مصیبت تنها نبود، مجاهد از ابن عباس نقل می کند:

 

روزی هنگامی که در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) عازم صفین بودیم به نینوا  نزدیک شط فرات رسیدیم علی (ع) به شدت گریست و گفت پیامبر (ص) مرا خبر داد که به سوی اهل بغی می روی و به سرزمینی می رسی که حسین با هفده نفر از اولاد من و فاطمه (س) در آنجا کشته می شوند نام این سرزمین در آسمانها معروف است به کرب و بلا.

 

ابن عباس می گوید مولای متقیان سپس گریست که به رو درافتاد و غش کرد.5 همچنین هر وقت در مدینه حسین (ع) را می دید می گریست و می گفت: «ای سبب گریه هر مؤمن»6 و در محراب مسجد کوفه وقتی خود به خون غلطید به حسین (ع) فرمود: «یا ابا عبدالله تو شهید این امت خواهی بود»7 علی (ع) همچنین ابن عباس را از گریستن مسیح بر فرزند پیغمبر خدا، احمد مختار (ص) هنگامی که از کربلا و بلا عبور می کرد آگاه نمود.8 قبل از مسیح (ع) دیگر انبیا نیز بر خون خدا و ذریه احمد (ص) گریسته بودند.9

 

داغ شهادت مظلومانه حسین (ع) به قدری جانگداز بود که تمامی انیباء و پاکان و صلحا و امامان مصیبتهای وارده بر خود را فراموش کرده و بر مصیبت او می گریستند. آورده اند که هنگام شهادت مظلومانه حسن مجتبی (ع)، حسین (ع) بر حال برادر می گریست. مجتبی (ع) که جگرش بر اثر زهر شرحه شرحه شده بود به برادر گفت: لا یَوْمَ کَیَوْمُکَ یا ابا عبدالله – چرا گریه می کنی ای برادر، هیچ روزی مانند روز تو نخواهد بود، هجوم می آوردند بر تو سی هزار نفر که همه ادعای مسلمانی دارند و خود را از امت جدّ ما می پندارند. آنان اجتماع می کنند بر کشتن و ریختن خون و هتک حرکت تو و اسیری عیال و اطفال تو، پس آسمان در این حادثه خون و. خاکستر می بارد، بلکه هر چیزی بر تو می گرید حتی وحشیان صحرا و ماهیان دریا.10

 

در روز واقعه، پس از شهادت اصحاب و اهل بیت نوبت جانبازی سالار شهیدان رسید، از صبح آن روز صورت مبارک امام (ع) لحظه به لحظه بر افروخته تر می شد. نورانیت چهره چون ماه حسین (ع) چشمان دشمن را نیز خیره کرده بود. و این از آن جهت بود که لحظه دیدار فرا رسیده بود. امام (ع) سحر روز عاشورا رسول خدا (ص) را در عالم رؤیا زیارت کرده و دریافته بود که وقت رحیل نزدیک شده است. رسول خدا (ص) به فرزندش بشارت داد که: «ای فرزند توئی شهید آل محمد (ص) و اهل آسمانها به قدوم تو متبشرند ...»11

 

امام (ع) یک تنه به صف دشمن زد. خصم ناجوانمردانه از هر سو حمله می کرد و با ضربات متعدد شمشیر، نیزه و تیر بدن مطهر امام را نشانه می گرفت. وقتی حسین (ع) با تن پاره پاره بر زمین افتاد زیر لب می گفت: «اَللّهُمَّ مُتَعالِیَ الْمکانِ عَظیمَ الْجَبَرُت ... ای خداوند بلند مرتبه ... »12 نورانیت سرسلسله احرار چشم قاتل را خیره کرده بود نجوای امام با معبود خود در آن حالت یادآور مناجات او در روز عرفه بود مگر او در روز نهم ذیحجه، قبل از روز قربانی با خدای خود نمی گفت:

 

اَللّهُمَّ اِنّی اَرْعَبُ اِلَیْکَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِدّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الخائِفینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاجینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُهْلِلّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ السائِلینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسُبِحینَ ... یا غایَةَ ﭐلطالِبینَ وَ مُنْتَهیٰ اَمَلِ ﭐلرّاجینَ ... مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْحتاجَ إلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتیٰ بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الْٰاثارُ هِیَ ﭐلَّتی تُصِلُ إلَیْکَ عَمِیَتُ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ کَمْ تَجْعَلُ نَصیبا ... الهی ... فَأَرْجِعْنی اِلَیْکَ ... فَاهْدِنی بِنُورِکَ اِلَیْکَ ...

 

بار الها من مشتاق تو هستم ... این منم که از یکتا پرستانم، این منم که از ترسنده گان بوده ام، این منم که از بیمناکانم، این منم که از امیدواران مشتاقم، این منم که از مشتاقانم، این منم که از تسبیح گویانم، این منم که از که از درخواست کنندگانم، این منم که ازنیایش پیشگانم، ... ای آخرین خواسته مشتاقان و ای منتهای آروزی امیدواران ... کی پنهان بوده ای تا نیازمند دلیلی باشی که به تو رهنمون شود؟! کی دور شده ای تا آثار و نشانه ها ما را به تو رسانند؟! کور است چشمی که تو را بر خود نگهدار و مراقب نبیند، و زیان زده است داد و ستد کسی که از محبت خود برایش نصیبی قرار نداده ای ... خدایا اکنون مرا (که بی تاب وصالم) از راه پوشش انوار (جمال و جلالت) و رهنمایی (شهود و) بینادلی به خود جلب کن ... تا به بارگاه وصالت بار یابم ... ای معشوق یگانه من، این ذلت عاشقانه من است که پیش رویت عیانشت و این حال شکسته و سوز عشق من است که بر تو پنهان نیست از تو وصالت را جویا هستم و به تو بر تو رهنما خواهم پس با تجلی نورت مرا به خود رهنمون شو و با (خلوص و) صدق عبودیت مرا نزد خود به پای دار ... به آستان تو پیوسته ام دورم مکن و بر درگاهت ایستاده ام مرا مران ... تویی که انوار (تجلیات جمال)خود را در دلهای اولیائت تاباندی تا تو را شناختند و به یکتایی ستودند، تویی که بیگانگان را از دل عاشقانت زدودی تا جز تو را دوست ندارند و پناهی نگیرند ... چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ ... ای آنکه شیرینی انس خود را به دوستدارانت چشاندی ... با رحمتت مرا بطلب تا به وصالت رسم و با فضلت مرا جذب کن تا یکسر به تو رو کنم ...13

 

گودی قتلگاه پر از نور بود، عرق مرگ بر پیشانی امام (ع) نشست، با گوشه چشم به خیمه ها نگریست، نگران اهل بیت (ع) بود. ذوالجناح شیهه کنان به حالت گریه به سوی خیمه شتافت. اهل حرم که وضع را چنین دیدند شیون زنان به سوی قتلگاه شتافتند. قاتل فاجر که گویی کور شده بود خنجر خود را می کشید و حسین (ع) در آستانه وصال دوست زیر لب می سرود: بِسمِاللهِ وَ بِالله وَ فی سَبیلِ الله وَ عَلیٰ مِلَّةِ رَسُولِ الله ... لحظه ای بعد شمر با سری خونین و نورانی از گودال خارج شد. زینب (س) که بر بالای گودال نظاره گر پرواز خونین برادر بود و شیون کنان رسول خدا را به نظاره مب خواند صدای آشنای مادر را شنید که بر مظلومیت فرزند خود می گریست و همنوا با آنان آسمان و ساکنان نازک دل آن نیز می گریستند. از آن روز تا کنون داغ شهادت حسین (ع) هر صاحب دل آزاده ای را می گریاند و مؤمنین در غم او مویه کنان و کی کنان به اقامه عزا می پردازند. با فرا رسیدن ماه محرم اهل بیت (ع) و امامان شیعه را غمی بزرگ فرا می گرفت و به عزاداری سالار شهیدان مبادرت می کردند. در این میان ذخیره پروردگار و منتقم خون خدا (روحی فداه) هر روز و شام در غم شهادت جدش خون جگر از دیدگان جاری می سازد و از خداوند ظهور خود را می طلبد.

 

شیعیان نیز با تأسی بر امامان خود همه ساله با اقامه عزا تسلا دهنده قلب اهل بیت و ستم را در خلال سالیان دراز مشتعل نگاه داشته اند. ملت ایران به عنوان شیفتگان اهل بیت (ع) در طول تاریخ اسلامی خود ضمن اقامه عزا برای شهیدان کربلا با الگو قرار دادن سیره سیدالشهداء (ع) همواره با رنگ و بوی کربلایی به مقابله با ظلم حاکمان و زورگویان پرداخته اند. شیعه دائماً از خداوند می خواهد که خونخواهی حسین (ع) به رهبری پیشوایی پیروز از خاندان محمد (ص) را روزی او کند.14 با دوستان او اعلام دوستی و با دشمنان او دشمنی ابراز می دارد.15

 

چنین دستمایه و تفکری،  از شیعه عنصری انقلابی و ظلم ستیز ساخته است که همواره خواب خوش ظالمان را آشفته می سازد. نگاهی به نهضتهای شیعی در طول تاریخ تشیع نشان می دهد که تأسی بر قیام عاشورا موتور محرک تمامی این نهضتها می باشد. در نهضت اسلامی ایران نیز به رهبری امام خمینی مانند اغلب قیامهای دینی ایرانیان، قیام عاشورا و پیروی از سالار شهیدان نقش اصلی و کلیدی ایفا می کند و عامل اصلی پیروزی، بقا و پیشرفت انقلاب اسلامی به شمار می آید.

 

حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات و سالار شهیدان و خون خدا می باشد. در تربت پاکش شفا و در تحت گنبدش استجابت دعا 16 و در زیارت قبر مطهرش ثواب بسیار روزی می شود. ملت ایران در سال 1381 شمسی بار دیگر دو محرم و دو عاشورا را تجربه می کنند. از این رو این سال را سال «عزت و افتخار حسینی» نامگذاری کرده اند. تقارناین دو محرم با عید نوروز و حرمت داری مردم شریف ایران در این ایام که قدمتی دیرینه دارد بیانگر نفوذ محبت اهل بیت (ع) در عمق جان ایرانیان است. به پاس این همه خلوص و صفا و در تقدیس این عشق آسمانی عکسهای این شماره از فصلنامه را نیز اختصاص به بزرگداشت محرم در نزد ایرانیان می دهیم. امید که مقبول نظر آن رحمت واسعه الهی و باب نجات امت و دوستداران صمیمی آن امام همام بیافتد.

 

لازم به ذکر است که شش عکس و نقاشی ابتدای این بخش توسط جناب حاج حسین جان نثار و عکس مربوط به هیئت آل احمد نیز توسط جناب آقای مهدی آل احمد در اختیار نگارنده گذاشته شده است که به این وسیله کمال تشکر خود را از آن بزرگواران اعلام می دارم.

 

__________________________

1. مستدرک وسائل. ج ٬١ ص٣١٨ .

٢ .علامه مجلسي. بحار الانوار، ج ٬٤٤ صص ٢٦١-266.

٣ .شيخ مفيد، الارشاد، ايران ١٣٧٧ق ٬ ج ٬٢ ص133.

4. بحار الانوار، ج ٬٤٤ ص ٢٦٦.

٥. بحار الانوار، همان صص ٢٥٢-254.

٦ .همان، ص ٢٨٠ .

7. بحار الانوار، ج ٬٤٢ ص 292.

8. بحار الانوار. ج ٬٤٤ صص ٢٥٢-٢٥٤.

٩ .همان ٬ صص ٢٤٢-٢٤٥.

١٠. بحار الانوار، ج ٬٤٥ ص 218.

. بحار الانوار ، ج ٬٤٥ ص ٣.

١٢. شيخ طوسي. مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٨ قمري ص ٧٥٩.

١٣. فرازهايي از دعاي عرفه

١٤ .اَنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِ مامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مَحَمَّدٍ (زيارت عاشورا (

١٥. اِنّيِ سِلْمٌ لِمَنْ سٰالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حٰارَبَکُمْ. )زيارت عاشورا (

١٦. زيارت ناحيه مقدسه



نقاشي صبح عاشورا٬ صف آرايي سپاه کفر در مقابل اهل بيت و اصحاب سيدالشهدا(ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

نقاشي صبح عاشورا٬ صحنه شهادت حضرت علي اصغر (ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

نقاشي ظهر عاشورا٬ وداع سيدالشهدا (ع) با اهل حرم [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]


نقاشي شام غريبان خر ابه نشيني اهل بيت (ع) (آن شب که ماه گردون بر قتلگاه تابيد گويي که يک چمن گل در خاک آرميده( [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

سقاخانه اي در بازار بزرگ تهران به تاريخ ١٣٠٧ شمسي متعلق به خانواده جان نثار [از سمت راست ايستاده رديف جلو مأمور نظميه حسن جوانشير ٬ اسدالله جان نثار، نشسته بر روي نيمکت اصغر جان نثار ٬ نفر وسط حاج رضا جان نثار (مؤسس سقاخانه)٬ اکبر جان نثار ٬ عبدالله جان نثار] [ عکاس: ماشاءالله خان عکاس]

عزاداري روز عاشوراي ١٣١٠ قمري در آشتيان


هيئت اتفاقيون تهران٬ نفر وسط آقاي سدهي از روحانيون و وعاظ معروف تهران

تعدادي از اعضاي هيئت آل احمد به همراه فرزندان؛ رديف اول نفر وسط آيت الله سيد احمد طالقاني پدر جلال آل احمد

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا


عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

دسته زنجيرزن در شب عاشورا

سبزه ميدان تهران در روز عاشورا


عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا در دوره قاجاريه

صحنه اي از مراسم عزاداري و روضه خواني


سبزه ميدان تهران در روز عاشورا

مراسم روضه و عزاداري در تکيه دولت

مراسم عزاداري و روضه خواني زنانه


تکيه سلطنت آباد در سال ١٢٧٦ ق

بخشي از بناي تکيه دولت و طبقات آن

عمارت بادگير و تکيه دولت


تکيه دولت

پرده اي از وقايع روز عاشورا

گروه تعزيه خوان


يک صحنه از مراسم تعزيه خواني در روزگاران گذشته

مراسم تعزيه خواني

مراسم تعزيه خواني


شبيه خوانها در تکيه دولت(معين البکا) با در دست داشتن نسخه شبيه خواني

تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار

تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار


تصوير ديگري از شبيه خوانهاي تکيه دولت

سه تن از تعزيه خوانان

گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه


گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

يکي از افراد تعزيه خوان

محمد شاه

محمد شاه سومين پادشاه سلسله قاجار فرزند عباس ميرزا وليعهد فتحعليشاه بود که پس از مرگ پدر و در زمان حيات فتحعليشاه به وليعهدي منصوب گرديد. همين که خبر مرگ فتحعليشاه در تبريز به محمد ميرزا رسيد در همان شهر تاجگذاري کرد، سپس با سپاهيان خود از تبريز به طرف تهران حرکت نمود. در نزديکي پايتخت با سپاهيان سلطان علي ميرزا ظل السلطان عموي خود روبرو شد. ولي لشکريان ظل السلطان به زودي شکست خورده و متلاشي شدند. در ضمن يکي ديگر از عموهاي محمد شاه يعني حسنعلي ميرزا (فرمانفرما) در شيرزا خود را پادشاه خواند، ولي قواي محمد شاه سپاهيان او را در جنوب قمشه در هم شکستند.

 

محمد شاه در آغازسلطنت قائم مقام فراهاني را که در تبريز سمت پيشکاري و وزارت او را داشت به صدر اعظمي منصوب کرد. ولي کمتر از يکسال بعد به تحريک و سعايت سرجان کمپبل وزير مختار وقت انگليس در ايران دستور بازداشت و قتل آن مرد بزرگ را داد. يحيي دولت آبادي درباره قتل قائم مقام مي نويسد:

 

... بالجمله پنج يا شش روز قائم مقام را در حوضخانه زيرزمين نگارستان نگاه داشتند. براي تحليل بردن قواي جسماني او و اين که شايد از گرسنگي بميرد، از دادن غذا به او خودداري کردند، تا شب آخر "صفر اسمعيل خان قراجه داغي" که از اشقيا و سرهنگ فراشخانه و مير غضب باشي بود با چند مير غضب وارد حوضخانه شده و بر سر او ريخته بالاخره دستمالي در حلقش فرو برده و او را خفه کردند. ...

 

قتل ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، بزرگترين جنايتي بود که در دوران سلطنت محمد شاه اتفاق افتاد. وي به تصديق دوست و دشمن مردي توانا و دانا و وطن خواه بود و پادشاه قاجار مي توانست بخوبي از دانش و بينش وي در کار مملکت بهره بگيرد.

 

پس از قتل قائم مقام، محمد شاه معلم سابق خود حاج ميرزا آقاسي را به صدارت منصوب کرد. در دوران صدارت او محمد شاه به تحريک روسها به هرات لشکر کشي کرد ولي به علت مخالفت شديد انگليسيها در اين جنگ شکست خورد.

 

لشکر کشي براي فتح هرات و تسلط بر افغانستان يکي از مهمترين وقايع دوران سلطنت سومين پادشاه قاجار است که پيامدهاي ناگواري براي ايران و ايرانيان به بار آورد  و رسوايي شکست در اين جنگ و گردن نهادن به شرايط خفت بار انگليسيها که راه مداخلات بعدي آنان را در ايران هموار ساخت ميراثي بود که محمد شاه و صدر اعظمش براي جانشينان خود بر جاي گذاشتند.

 

شکست در جنگ و تحريکات انگليسيها و بروز طاعون و وبا در ايران و عدم کفايت حاج ميرزا آقاسي در مقابله با اين مشکلات، هرج و مرج و آشفتگي شديدي در ايران بوجود آورد و در اين ميان خود محمد شاه که عليل و مريض بود در سال 1226 هجري شمسي پس از چهارده سال و سه ماه سلطنت در سن 43 سالگي در گذشت. وي به هنگام مرگ 9 اولاد داشت که پنج تن آنان پسر و چهار تن دختر بودند. در ميان زنان محمد شاه مهد عليا از زنان مقتدر دربار و در امر عزل و نصب افراد دخالت کامل داشت و در اداره امور مملکت اعمال نفوذ مي کرد.  او داراي يک پسر و يک دختر بود که اولي ناصرالدين ميرزا وليعهد محمد شاه که پس از مرگ پدر به پادشاهي رسيد و دومي ملک زاده عزت الدوله که بعدها به همسري ميرزا تقي خان امير کبير درآمد. فرزندان ديگرش عبارت بودند از عباس ميرزا، عبدالصمد ميرزا، محمد تقي ميرزا، ابراهيم ميرزا، آسيه خانم، عذرا خانم و زهرا خانم بودند.



دستورات محمد شاه به محمدخان ايرواني راجع به جنگ هرات و مسائل مختلف

فرمان محمد شاه ابلاغ خط مشي سپاهيان و نحوه برخورد آنها با ترکمانان

فرمان محمد شاه لزوم حضور محمدخان اميرتومان در رکاب شاه و گماردن فرزندش خانباباخان به عنوان جانشين خود


تصويري از محمد شاه که کار يکي از نقاشان زمان خود اوست

تصوير محمد شاه قاجار در روز تاجگذاري

سردوشي هايي از الماس و مرواريد که محمد شاه از آن استفاده مي کرد


الماس درياي نور که زماني بر بازوي محمد شاه بود

زيوري از زمرد که محمد شاه آن را گهگاهي به کمر مي بست

محمد شاه در دوران ميانسالي


محمدشاه در دوران ميانسالي

ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني وزير عباس ميرزا نايب السلطنه و صدراعظم محمد شاه قاجار

حاج ميرزا عباس آقاسي ايرواني صدراعظم محمد شاه


يک سرباز ايراني در زمان محمد شاه

عبدالصمد ميرزا از فرزندان محمد شاه

چند تن از شاهزادگان قاجار در مراسم جشن عروسي در منزل عضدالملک


ناصرالدين شاه در دوران جواني

مهد عليا

ميرزا تقي خان اميرکبير، داماد محمد شاه و همسر عزت الدوله


عزت الدوله دختر محمد شاه و همسر اميرکبير

احمدشاه از کودکي تا سلطنت

احمد شاه آخرين پادشاه سلسله قاجار مي باشد که با وي سلطنت قاجاريه به پايان مي رسد. او وارث سلطنت يکصد و بيست ساله قاجارها در ايران بود. سلطنتي که از آقا محمد خان تا محمدعلي شاه را تجربه کرده و در واپسين سالهاي خود به کودکي 21 ساله به ارث رسيده بود. سلطنت کوتاه ولي پرماجراي محمدعلي شاه با فتح تهران در 1327 ه.ق و پناهنده شدن وي به سفارت روسيه در زرگنده که با موافقت انگليسيها صورت گرفت خاتمه پذيرفت و احمد ميرزا که يکسال پس از ترور ناصرالدين شاه متولد شده بود در سن دوازده سالگي از سوي فاتحان تهران به سلطنت انتخاب شد و به خاطر صغر سن تحت نظر نايب السطنه اي قرار گرفت که وي را نيز فاتحان تهران بر گزيده بودند.

 

برگزيده شدن احمد ميرزا به سلطنت باعث شد که وي از پدر و مادر خود که مقرر بود خاک ايران را ترک نمايند جدا شود و به کاخ سلطنتي عزيمت کند. البته اين جدايي توأم با گريه و بي تابي طرفين به ويژه احمد شاه بود که قصد نداشت از والدين خود دور شود.

 

احمد شاه هفت سال پس از سلطنت تاجگذاري کرد ولي تاجگذاري وي مصادف با وقوع جنگ جهاني اول شد که جهان و ايران را عليرغم اعلام بي طرفي در کام خود فرو برد و بخشهايي از ايران علاوه بر قشون روس و انگليس توسط قشون عثماني نيز به تصرف در آمد.

 

پايان جنگ جهاني اول نويد دهنده دوران خوبي براي خاور ميانه و ايران نبود. حفظ و نگهداري هندوستان، طمع به بازارهاي داخلي منطقه، دسترسي به نفت و مقابله با خطر بلشويسم، چهار محور فعاليت استعمار انگلستان در ايران و خاور ميانه را تشکيل مي داد.

 

لرد کرزن (وزير خارجه وقت انگليس) در پي انعقاد قرارداد  1919 در ايران بود که با تحقق يافتن آن ايران آشکارا به مستعمره انگلستان تبديل مي شد. در نهايت با مخالفت مردم و عدم امضاي قرارداد از سوي احمد شاه، اين قرارداد ملغي گرديد و انگليسيها در پي اجراي طرح ديگري برآمدند که همان منافع سابق را براي انگلستان با کمترين هزينه و حداقل حساسيت بين المللي تأمين مي نمود. برقراري حکومتي مقتدر و روي کار آمدن ديکتاتوري نظامي طرحي بود که افرادي نظير لويد جرج نخست وزير انگليس، سر وينستون چرچيل و حکومت هند بريتانيا و سازمان اطلاعاتي انگلستان موسوم به اينتليجنس سرويس از آن حمايت مي نمودند. بدين ترتيب زمينه براي اجراي کودتاي سوم اسفند 1299 و به قدرت رسيدن رضاخان پهلوي و در نهايت خلع قاجار فراهم آمد.

 

احمد شاه در سال 1307 شمسي در حالي که هيچ گاه سلطنت پهلوي را به رسميت نشناخت در فرانسه چشم از جهان فرو بست و طبق وصيتش جنازه او به کربلا منتقل و در آنجا مدفون گرديد.

 

مجموعه حاضر منتخبي از عکسهاي احمد شاه  از کودکي تا سلطنت مي باشد که در نوع خود بسيار جذاب و ديدني است. اميدواريم که مورد توجه محققان حوزه تاريخ معاصر قرار بگيرد.



احمد ميرزا در كودكي (نوزادي)

احمد ميرزا در سن دوازده سالگي

احمد شاه در دوران نوجواني


احمد شاه در سنين كودكي پس از شكار پلنگ

محمدعلي شاه و عده أي از درباريان در باغ شاه چند روز قبل از بمباران مجلس

احمد شاه قاجار در ابتداي سلطنت


احمد شاه قاجار در نوجواني به اتفاق عده أي از درباريان

احمد شاه قاجار و محمدحسن ميرزا وليعهد به اتفاق عده أي از همكلاسيها و معلمان خود

احمد شاه قاجار و محمدحسن ميرزا وليعهد به اتفاق عده أي از رجال و مقامات مملكتي


احمد شاه در لباس رسمي نظامي با شمشير

احمد شاه به هنگام جلوس بر تخت مرمر در كاخ گلستان

مراسم سلام احمد شاه قبل از رسيدن به سنين بلوغ


احمد شاه قاجار در نوجواني با لباس شاهي

احمد شاه قاجار بهمراه رجال درباري

احمدشاه قاجار، محمدحسن ميرزا وليعهد به هنگام بازديد از يك هواپيماي ملخ دار


احمد شاه قاجار به همراه رجال درباري

احمد شاه قاجار سوار بر اتومبيل در راه سفر به اروپا

احمد شاه در مسافرت اول خود به اروپا به هنگام توقف در استانبول


احمد شاه و برادرانش به هنگام تشييع جنازه محمدعلي شاه در ايتاليا

احمد شاه قاجار در اروپا

ایران قدیم (1880-1950)...



1880: Prince Leopold (1853 - 1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria, in a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia
Prince
Leopold (1853–1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria, in
a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia (left).
(Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1880

در ادامه مطلب...


Iran. Part I (1880-1950)

1880: Prince Leopold (1853 - 1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria, in a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia
Prince
Leopold (1853–1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria, in
a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia (left).
(Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1880








1880: Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitar







circa 1880:  Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitar
Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitar. (Photo by W. & D. Downey/Getty Images). Circa 1880








1894: British residents on horseback outside the British Post Office and Residency in the port of Bushire, Iran
British
residents on horseback outside the British Post Office and Residency in
the port of Bushire, Iran. (Photo by Hulton Archive/Getty
Images). Circa 1894








1894: View of the port of Bushire, Iran, from the British Residency, showing the British flagstaff and tennis courts
View
of the port of Bushire, Iran, from the British Residency, showing the
British flagstaff and tennis courts. (Photo by Hulton Archive/Getty
Images). Circa 1894








1894: Facade of the Royal Palace in Isfahan, Iran
Facade of the Royal Palace in Isfahan, Iran. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1894








Muzaffer Uddin (1853 - 1907) the Shah of Persia
Muzaffer Uddin (1853–1907) the Shah of Persia. (Photo by W & D Downey/Getty Images)








Crown Prince Valiaha of Persia who when older became the Shah of Iran is viewed with a group of officials after he officially opened a new military school in Tehran
Crown
Prince Valiaha of Persia who when older became the Shah of Iran is
viewed with a group of officials after he officially opened
a new military school in Tehran. (Photo by Hulton Archive/Getty
Images). 1901








1907: Mohammed Ali, Shah of Persia (1872 - 1925), who reigned from 1907 to 1909
Mohammed Ali, Shah of Persia (1872–1925), who reigned from 1907 to 1909. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1907








An Anglo-Iranian Oil Company oil well in Iran, 1909







Anglo-Iranian Oil Company







Anglo-Iranian Oil Company
An Anglo-Iranian Oil Company oil well in Iran, 1909. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)








Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911







Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911







Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911
Laying
the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and
Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in
1911. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)








1910:  From left to right: Messrs. Gunning, Thornton, Wood and Garden relaxing in Bustine, Persia. Mr Wood is smoking a hookah pipe
From
left to right: Messrs. Gunning, Thornton, Wood and Garden relaxing in
Bustine, Persia. Mr. Wood is smoking a hookah pipe. (Photo
by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1910








The city of Shiraz in Iran, capital of Fars province, circa 1910
The city of Shiraz in Iran, capital of Fars province, circa 1910. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)








1910: A criminal is publicly whipped in the street in Persia
A criminal is publicly whipped in the street in Persia. (Photo by General Photographic Agency/Getty Images). Circa 1910








Shah of Persia, Reza Shah Pahlavi (1877 - 1944) in military uniform
Shah of Persia, Reza Shah Pahlavi (1877–1944) in military uniform. (Photo by General Photographic Agency/Getty Images). 1910








1911:  Soldiers from Tehran, or Teheran, Persia, with a large machine gun
Soldiers from Tehran, or Teheran, Persia, with a large machine gun. (Photo by Topical Press Agency/Getty Images). Circa 1911








1919: The Shah of Persia (1898 - 1930) and Prince Albert stand outside the Guildhall after luncheon with the Mayor and Corporation of London.  Left to right: The Lord Mayor, the Shah of Persia, Prince Albert (later George VI), and Lord Curzon. The Shah ruled from 1909 to 1925, when he was deposed by a constituent assembly which elected Reza Pahlavi to replace him
The
Shah of Persia (1898–1930) and Prince Albert stand outside the
Guildhall after luncheon with the Mayor and Corporation of London.
Left to right: The Lord Mayor, the Shah of Persia, Prince Albert (later
George VI), and Lord Curzon. The Shah ruled from 1909 to 1925, when he
was deposed by a constituent assembly which elected Reza Pahlavi to
replace him. (Photo by Brooke/Topical Press Agency/Getty
Images). November 1919








The Palace of the Shah at Isfahan (Esfahan) in Iran, circa 1930
The Palace of the Shah at Isfahan (Esfahan) in Iran, circa 1930. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)








1938:  Princess Fawzieh, sister of King Farouk of Egypt, who married the Crown Prince of Iran in 1939
Princess
Fawzieh, sister of King Farouk of Egypt, who married the Crown Prince
of Iran in 1939. (Photo by General Photographic Agency/Getty
Images). 1938








1939:  Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the son of Reza Khan, the Shah of Iran
Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919–1980), the son of Reza Khan, the Shah of Iran. (Photo by Fox Photos/Getty Images). 1939








1941: An Iranian soldier guards two German tourists near the Iranian-Turkish border during World War II. Since the British occupation of Iran, all Axis nationals are being expelled from the country
An
Iranian soldier guards two German tourists near the Iranian-Turkish
border during World War II. Since the British occupation of Iran,
all Axis nationals are being expelled from the country. (Photo by Three
Lions/Getty Images). Circa 1941








circa 1948:  A street scene in an Iranian city
A street scene in an Iranian city. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1948








1948:  The leader of the Iranian Moslems Doctor Hamed in his office in Tehran
The leader of the Iranian Moslems Doctor Hamed in his office in Tehran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1948








1948:  The Shah of Persia, accompanied by King George VI, inspecting the guard of honour of the 2nd Battalion Coldstream Guards at Buckingham Palace
The
Shah of Persia, accompanied by King George VI, inspecting the guard of
honour of the 2nd Battalion Coldstream Guards at Buckingham
Palace. (Photo by Fox Photos/Getty Images). 20th July 1948








27th July 1948:  Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the Shah of Iran, (formerly Persia), at the Sunbury Research Station
Muhammad
Reza Shah Pahlavi (1919–1980), the Shah of Iran, (formerly Persia), at
the Sunbury Research Station. (Photo by Express/Express/Getty
Images). 27th July 1948

عکسهای دیدنی ایران

 

1950: Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari (1932 - 2001), the Empress of Iran and wife of Muhammad Reza Shah Pahlavi. The marriage was dissolved in 1958

 
1880: Prince Leopold (1853 - 1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria, in a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia
Prince Leopold (1853–1884), Duke of Albany, youngest son of Queen Victoria,
in a carriage with Nasser-Al-Din, the Shah of Persia (left). (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1880
 
1880: Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitarcirca 1880: Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitar
Nasiruddin, Shah of Persia (Iran) in regal attire, with his scimitar. (Photo by W. & D. Downey/Getty Images). Circa 1880
 
1894: British residents on horseback outside the British Post Office and Residency in the port of Bushire, Iran
British residents on horseback
outside the British Post Office and Residency in the port of Bushire,
Iran. (Photo by Hulton Archive/Getty Images).
 Circa 1894
1894: View of the port of Bushire, Iran, from the British Residency, showing the British flagstaff and tennis courts
View of the port of Bushire, Iran, from the British Residency,
showing the British flagstaff and tennis courts. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1894
 
1894: Facade of the Royal Palace in Isfahan, Iran
Facade of the Royal Palace in Isfahan, Iran. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1894
 
Muzaffer Uddin (1853 - 1907) the Shah of Persia
Muzaffer Uddin (1853–1907) the Shah of Persia. (Photo by W & D Downey/Getty Images)
 
Crown Prince Valiaha of Persia who when older became the Shah of Iran is viewed with a group of officials after he officially opened a new military school in Tehran
Crown Prince Valiaha of Persia who when older became the Shah of Iran is viewed with
a group of officials after he officially opened a new military school in Tehran. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). 1901
 
1907: Mohammed Ali, Shah of Persia (1872 - 1925), who reigned from 1907 to 1909
Mohammed Ali, Shah of Persia (1872–1925), who reigned from 1907 to 1909. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1907
 
An Anglo-Iranian Oil Company oil well in Iran, 1909Anglo-Iranian Oil CompanyAnglo-Iranian Oil CompanyAn Anglo-Iranian Oil Company oil well in Iran, 1909. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)
 
Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911Laying the Anglo-Iranian


 Oil





 Company
pipeline
 between
 Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911Laying the Anglo-Iranian Oil Company pipeline between Masjid-i-Suleiman and Abadan in Iran, circa 1910. The pipeline was completed in 1911. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)
 
1910: From left to right: Messrs. Gunning, Thornton, Wood and Garden relaxing in Bustine, Persia. Mr Wood is smoking a hookah pipe
From left to right: Messrs. Gunning, Thornton, Wood and Garden relaxing in Bustine, Persia.
Mr. Wood is smoking a hookah pipe. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). Circa 1910
 
The city of Shiraz in Iran, capital of Fars province, circa 1910
The city of Shiraz in Iran, capital of Fars province, circa 1910. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)
 
1910: A criminal is publicly whipped in the street in Persia
A criminal is publicly whipped in the street in Persia. (Photo by General Photographic Agency/Getty Images). Circa 1910
 
Shah of Persia, Reza Shah Pahlavi (1877 - 1944) in military uniform
Shah of Persia, Reza Shah Pahlavi (1877–1944) in military uniform. (Photo by General Photographic Agency/Getty Images). 1910
 
1911: Soldiers from Tehran, or Teheran, Persia, with a large machine gun
Soldiers from Tehran, or Teheran, Persia, with a large machine gun. (Photo by Topical Press Agency/Getty Images). Circa 1911
 
1919: The Shah of Persia (1898 - 1930) and Prince Albert stand outside the Guildhall after luncheon with the Mayor and Corporation of London. Left to right: The Lord Mayor, the Shah of Persia, Prince Albert (later George VI), and Lord Curzon. The Shah ruled from 1909 to 1925, when he was deposed by a constituent assembly which elected Reza Pahlavi to replace him
The Shah of Persia (1898–1930) and Prince Albert stand outside the Guildhall after luncheon
with the Mayor and Corporation of London. Left to right: The Lord Mayor, the Shah of Persia,
Prince Albert (later George VI), and Lord Curzon. The Shah ruled from 1909 to 1925,
when he was deposed by a
constituent assembly which elected Reza Pahlavi to replace him. (Photo
by Brooke/Topical Press Agency/Getty Images). November 1919
 
The Palace of the Shah at Isfahan (Esfahan) in Iran, circa 1930
The Palace of the Shah at Isfahan (Esfahan) in Iran, circa 1930. (Photo by Hulton Archive/Getty Images)
 
1938: Princess Fawzieh, sister of King Farouk of Egypt, who married the Crown Prince of Iran in 1939
Princess Fawzieh, sister of King Farouk of Egypt, who married the
Crown Prince of Iran in 1939. (Photo by General Photographic Agency/Getty Images). 1938
 
1939: Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the son of Reza Khan, the Shah of Iran
Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919–1980), the son of Reza Khan, the Shah of Iran. (Photo by Fox Photos/Getty Images). 1939
 
1941: An Iranian soldier guards two German tourists near the Iranian-Turkish border during World War II. Since the British occupation of Iran, all Axis nationals are being expelled from the country
An Iranian soldier guards two German tourists near the Iranian-Turkish border during World War II.
Since the British occupation of
Iran, all Axis nationals are being expelled from the country. (Photo by
Three Lions/Getty Images). Circa 1941
 
circa 1948: A street scene in an Iranian city
A street scene in an Iranian city. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1948
 
1948: The leader of the Iranian Moslems Doctor Hamed in his office in Tehran
The leader of the Iranian Moslems Doctor Hamed in his office in Tehran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1948
 
1948: The Shah of Persia, accompanied by King George VI, inspecting the guard of honour of the 2nd Battalion Coldstream Guards at Buckingham Palace
The Shah of Persia, accompanied by King George VI, inspecting the guard of honour of
the 2nd Battalion Coldstream Guards at Buckingham Palace. (Photo by Fox Photos/Getty Images). 20th July 1948
 
27th July 1948: Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the Shah of Iran, (formerly Persia), at the Sunbury Research Station
Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919–1980), the Shah of Iran, (formerly Persia), at the
Sunbury Research Station. (Photo by Express/Express/Getty Images). 27th July 1948
 
 
 
Iran. Part II (1950–1955)
 
1950: Reza Pahlavi Mohammed, (1919 - 1980), the Shah of Iran
Reza Pahlavi Mohammed, (1919–1980), the Shah of Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari (1932 - 2001), the Empress of Iran and wife of Muhammad Reza Shah Pahlavi. The marriage was dissolved in 1958
Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari (1932–2001), the Empress of Iran and wife of
Muhammad Reza Shah Pahlavi. The marriage was dissolved in 1958. (Photo by Keystone/Getty Images). Circa 1950
 
The Shah of Iran Mohamed Mahoud Pash and the Prince of Iran at table
The Shah of Iran Mohamed Mahoud Pash and the Prince of Iran at table. (Photo by Riad Shehata/Getty Images). 1950
 
1950: Two men perform the customary handwashing ceremony at a traditional Muslim wedding in the Mazanderan province of Iran
Two men perform the customary handwashing ceremony at a traditional Muslim wedding
in the Mazanderan province of Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: A peasant woman roasts a joint of meat in the Muslim manner, in the Mazanderan province of northern Iran
A peasant woman roasts a joint of
meat in the Muslim manner, in the Mazanderan province of northern Iran.
(Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: A woman taking off her shoes and leaving them with a pile of others at the entrance to the former Shah of Persia's Mausoleum which is guarded by soldiers
A woman taking off her shoes and leaving them with a pile of others at the entrance to the
former Shah of Persia's Mausoleum which is guarded by soldiers. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: Two actors from a production of Oscar Wilde's play, 'Lady Windemere's Fan' talk back-stage at the Theatre Saadi in Tehran
Two actors from a production of
Oscar Wilde's play, “Lady Windemere's Fan” talk back-stage at the
Theatre Saadi in Tehran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: The exterior of Tehran's Theatre Saadi where a group of people study a billboard
The exterior of Tehran's Theatre
Saadi where a group of people study a billboard. (Photo by Three
Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: Iranian peasants making rugs by kneading pieces of wool together after steaming them under pressure
Iranian
peasants making rugs by kneading pieces of wool together after steaming
them under pressure. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: A young Iranian boy learning how to write on a blackboard
A young Iranian boy learning how to write on a blackboard. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1950
 
1950: The central square of Hamadan where veiled women gather together
The central square of Hamadan where veiled women gather together. (Photo by Hulton Archive/Getty Images). 1950
 
1950: Princess Fatima of Persia and her bridegroom, American University graduate, Vincent Les Hillyer, at their Muslim wedding ceremony at the Persian Embassy in Paris. On the right is American film actress and dancer Rita Hayworth (1918 - 1987), Princess Aly Khan (born Margarita Carmen Cansino)
Princess Fatima of Persia and her bridegroom, American University graduate, Vincent Les Hillyer,
at their Muslim wedding ceremony at the Persian Embassy in Paris.
On the right is American film
actress and dancer Rita Hayworth (1918–1987), Princess Aly Khan (born
Margarita Carmen Cansino). (Photo by Keystone/Getty Images). May 1950
 
1951: Muhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the Shah of Iran, at his wedding flanked by his bride and mother1951: Muhammad Reza Pahlavi, the Shah of Iran (1919 - 1980) with his second wife Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari after their wedding ceremony. His sisters who acted as bridesmaids are on the left. The marriage was dissolved in 1958Muhammad Reza Pahlavi, the Shah of Iran with his second wife Princess Soraya Esfandiary
Bakhtiari after their wedding ceremony. His sisters who acted as bridesmaids are on the left.
The marriage was dissolved in 1958. (Photo by Keystone/Getty Images). February 1951
 
14th February 1951: The Shah of Iran arrives at his palace on the day of his weddingMuhammad Reza Shah Pahlavi (1919 - 1980), the Shah of Iran, immediately before his wedding
Muhammad Reza Shah Pahlavi, the
Shah of Iran, immediately before his wedding. (Photo by Three
Lions/Getty Images). 14th February 1951
 
1952: A deserter from the army being escorted by two members of the military police. Desertions are frequent in Iran where the population is not accustomed to organised militarism
A deserter from the army being escorted by two members of the military police.
Desertions are frequent in Iran
where the population is not accustomed to organised militarism. (Photo
by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: A villager from the Mazanderan province in north Irannear the Russian border performing her Mohammedan dance during a wedding festival1952: Village girls dance at a wedding festival in the Mazanderan province of nothern Iran, near the Russian borderVillage
girls dance at a wedding festival in the Mazanderan province of nothern
Iran, near the Russian border. (Photo by Three Lions/Getty Images).
Circa 1952
1952: A Khan or feudal lord of a province lifts the veil from the face of a muslim bride in a village wedding ceremony. Her groom sits beside her with lit candles symbolising lifeA
Khan or feudal lord of a province lifts the veil from the face of a
muslim bride in a village wedding ceremony. Her groom sits beside her
with lit candles symbolising life. (Photo by Three Lions/Getty Images).
Circa 1952
1952: A young mother and child from the Mazanderan province in northern Iran near the Caspian Sea and the Russian border
A young mother and child from the Mazanderan province in northern Iran near the Caspian Sea
and the Russian border. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: A street stall in Teheran selling bowls of steaming soup
A street stall in Teheran selling bowls of steaming soup. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: Standing on a rooftop a muezzin is calling the faithful to prayer. Behind him rises a minaret
Standing on a rooftop a muezzin is calling the faithful to prayer. Behind him rises a minaret.
(Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: Shepherds from the north wear their traditional heavy woollen mantles as they stand ready to shear sheep with sycthe-like shearsS
Shepherds from the north wear their traditional heavy woollen mantles as they stand ready to
shear sheep with sycthe-like shears. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: A girl student at a vocational training school for seamstresses studies the theoretical aspects of her work. This is one of the first schools for girls founded by the government in Teheran
A girl student at a vocational training school for seamstresses studies the theoretical aspects
of her work. This is one of the
first schools for girls founded by the government in Teheran. (Photo by
Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
1952: Third class rail travellers on the train through the Luristan region, Iran. A man on the left is reading a magazine with an anti-Soviet cartoon depicting red Russia about to sever China's head with its symbolic sickle as the world protests in vain
Third class rail travellers on the train through the Luristan region, Iran. A man on the left is
reading a magazine with an anti-Soviet cartoon depicting red Russia about to sever China's
head with its symbolic sickle as the world protests in vain. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952
 
Official Iranian government newspapers lead with a cover denouncing the encroachment of Russia's influence in Iran. In this newspaper a red-starred hand is shown reaching over the northern border mountains of Iran into the mosques of the nation
Official Iranian government newspapers lead with a cover denouncing the encroachment of
Russia's influence in Iran. In this newspaper a red-starred hand is shown reaching over the
northern border mountains of Iran into the mosques of the nation. (Photo by Three Lions/Getty Images). 1952
 
1953: Mohammed Reza Pahlavi, Shah of Iran, with his wife Soraya, Queen of Persia and daughter Princess Shahnaz at the airport at Tehran, bound for Switzerland. The Shah left Persia for an indefinite period during which a Regency Council governed the country
Mohammed Reza Pahlavi, Shah of Iran, with his wife Soraya, Queen of Persia
and daughter Princess Shahnaz at the airport at Tehran, bound for Switzerland.
The Shah left Persia for an
indefinite period during which a Regency Council governed the country.
(Photo by Keystone/Getty Images). February 1953
 
1954: Shielding themselves from the far-reaching heat of a burning oil well, two Iranian National Oil Company workers rush across the fields of the Iranian countryside
Shielding themselves from the far-reaching heat of a burning oil well, two Iranian National
Oil Company workers rush across the fields of the Iranian countryside. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1954
 
1954: An Iranian oil worker in an arid landscape, an oil tank in the distance, sits enjoying the labourer's staple diet of bread and tea
An Iranian oil worker in an arid landscape, an oil tank in the distance, sits enjoying the
labourer's staple diet of bread and tea. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1954
 
1954: The Shah of Iran and his wife Queen Soraya Esfandiari Bakhtiari with Sir Winston Churchill leaving No 10 Downing Street
The Shah of Iran and his wife Queen Soraya Esfandiari Bakhtiari with Sir Winston Churchill
leaving No 10 Downing Street. (Photo by Keystone/Getty Images). 1954
 
1955: A man using a sharp spade to mix straw with clay-like mud to build building blocks for houses in Iran
A man using a sharp spade to mix straw with clay-like mud to build building blocks for
houses in Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: An Iranian smokes a Persian hookah or water pipe on the pavement in Isafahan. The pipe is hired by a specialist merchant for single use
An Iranian smokes a Persian hookah or water pipe on the pavement in Isafahan.
The pipe is hired by a specialist merchant for single use. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: Oil drilling taking place in Iran
Oil drilling taking place in Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: An Iranian man finishing his cup of tea from the saucer
An Iranian man finishing his cup of tea from the saucer. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A woman reading from the Koran during her prayers which she makes five times a day
A woman reading from the Koran
during her prayers which she makes five times a day. (Photo by Three
Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A railway engineer resting for a cigarette at Zagheh in the Luristan mountains of West Central Persia
A railway engineer resting for a
cigarette at Zagheh in the Luristan mountains of West Central Persia.
(Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A Muslim man trims his beard at a self service barber shop at Aga Uhari, Iran
A Muslim man trims his beard at a self service barber shop at Aga Uhari, Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: Musicians herald the coming of bridal guests during a wedding ceremony in the Mananderen province near the Caspian Sea
Musicians herald the coming of bridal guests during a wedding ceremony in the Mananderen
province near the Caspian Sea. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: An Iranian soldier on sentry duty at his post near the Russian border at Babol-Sar, IranAn
Iranian soldier on sentry duty at his post near the Russian border at
Babol-Sar, Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
1955: Iranian women wait outside whilst the men meet in a teashop in Mashad, Iran
Iranian women wait outside whilst the men meet in a teashop in Mashad, Iran. (Photo by Richard Harrington/Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A well is dug in Yazd, Iran, using a wooden windlass and leather bag. Many of the methods and construction techniques used in Iran have not changed in a thousand years
A well is dug in Yazd, Iran, using a wooden windlass and leather bag. Many of the methods
and construction techniques used in
Iran have not changed in a thousand years. (Photo by Richard
Harrington/Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A man smoking opium in a village in Iran
A man smoking opium in a village in Iran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: A Persian soldier guarding an oil production site belonging to the Iranian oil company at Abadan on the northern tip of the Persian Gulf
A Persian soldier guarding an oil production site belonging to the Iranian oil company at Abadan
on the northern tip of the Persian Gulf. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1955
 
1955: The Melli bank which is the centre of foreign commerce in Teheran, Persia. The architecture is modern though the relief figures on the front are of ancient Persians
The Melli bank which is the centre of foreign commerce in Teheran, Persia.
The architecture is modern though
the relief figures on the front are of ancient Persians. (Photo by Three
Lions/Getty Images). Circa 1955
 
  
19th February 1955: Royal guests at Buckingham Palace. From left to right, HRH the Duke of Edinburgh, Queen Soraya of Persia, The Shah of Persia and HM The Queen
Royal guests
at Buckingham Palace. From left to right, HRH the Duke of Edinburgh,
Queen Soraya of Persia, The Shah of Persia and HM The Queen. (Photo by
Fox Photos/GettyA gun battle in